رجعت صدر

روزشمار بازگشت امام موسی صدر

رجعت صدر

روزشمار بازگشت امام موسی صدر

رجعت صدر

همه روزهایی را که نبوده ای می شمارند،
من روزهایی که به بازگشتت مانده...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حاشیه نوشت:
هرگونه کپی برداری و نشر مطالب این وبلاگ
در راستای آشنایی با سیره و نشر افکار
امام موسی صدر(أعاده الله)
آزاد و موجب امتنان است!

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
پیوندها

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فلسطین» ثبت شده است

یا من هو سریع الحساب


به یاد می آورم که روزی همراه با جمعی از برادران فلسطینی مان در مصر بودیم، بر سر سفره نشسته بودیم که یکی از جوانان در بین غذا خوردن برخاست.جهاد با دستان خالی

و گفت: «خداحافظ!»

و حاضران پاسخ دادند: «به سلامت!»

هیچ صدای ناله یا خداحافظی بلند نشد، نه از زنان و نه از مردان.

از آنان پرسیدم: «به کجا می رود؟»

گفتند: «به جبهه!»

تعجب کردم. هیچ بدرقه ای نمی کنید؟

گفتند: «نسل هایمان را بهای آزادی قدس قرار داده ایم و آن کسی که نسلش را و خودش را در راه آزادی امّتش وقف کرده باشد، پیروز می گردد.»

این همان معیاری است که حسین به ما می آموزد!

حسین(ع) می گوید که یزید هر چه بزرگ باشد و سپاهش هر چه عظیم باشد و هر اندازه عوام فریبی اش گسترده و دامنه دار باشد و هر میزان که افکارش جهنّمی و وسیع باشد، فداکاری را در میدان بیاور تا همچون دسته های ملخ پراکنده شوند و از تو فرار کنند.
----------------------------------------------------------------------------------------------

* سفر شهادت...سخنرانی امام موسی صدر- اول شباط 1974-
مرهم نوشت:
«بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ ...»
بلكه حق را بر باطل فرو می کوبیم، پس آن را در هم می ‏شكند و به ناگاه نابود می ‏گردد.

سورۀ مبارکه انبیاء –آیۀ شریفۀ 18

در ادامه:

متن وصیت نامه شهید هفده ساله فلسطینی-محمد فتحی فرحات

۰ نظر ۲۸۲ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۴ ، ۰۹:۱۸

یا خیر الذّاکرین


بازگرد‌ ای روزگار امام صدر!
بازگرد با روزگار روشنت، با فرش سبزت ... با شب درخشانت

بازگرد! که روزهای ما را سیاهی پوشانده و کشت های ما را ملخ‌ خورده!
 و شب ما دهشتناک و آکنده از ترس و کابوس شده...
بازگرد همچون خورشید تا کشته های ما را تغذیه کنی و بیماری را از پا درآوری و به جسم ما گرما ببخشی.امام موسی صدر
بازگرد با روزگار سپیدت و با همۀ آرزو‌ها و درد‌هایت که در پرتو آن ها می توانیم بر عقب ماندگی و نادانی پیروز شویم و هر غاصب و اشغالگری را شکست دهیم.
بازگرد با عمامۀ پیشوای محرومان که دانش و اندیشۀ نهفته در زیر آن، بامدادان و شامگاهان را گشود و فکر فرهیختگان و خرد خردمندان را به حیرت آورد.
بازگرد با عبای سید که بر جای جای آن نماز می گزاردیم و در برابر پروردگار جهانیان سجده می کردیم و این، مدیون فکر باز او نسبت به همۀ اندیشه ها در جهان و نسبت به همۀ ادیان و گروه های حاضر در عرصۀ لبنان بود.
بازگرد با مهرورزی ِامام صدر به همۀ دوستانش و دشمنانش و به همۀ ادیان و مذاهب.
بازگرد با «کلمۀ سواء» و سخن راستینی که آن پیشوایِ بهره مند از الهام، برای همۀ گروه های جامعۀ لبنان می گفت.
بازگرد با شعار «اسرائیل شر مطلق است» شعاری که برخاسته از ایمان به حقانیت مسئلۀ فلسطین و درک از مظلومیت فلسطین بود که سرزمینش غصب و حقوقش پایمال و خانه اش ویران و خون بی گناهانش بر خاک مقدس آن ریخته شده است.
بازگرد با شعار «ما راضی نیستیم که لبنان لبخند بزند در حالی که جنوب آن در اشغال دشمن است.» ... که وطن نباید تجزیه شود یا نباید بخشی از آن به سرِ افعی تبدیل شود، تا بخش دیگر را ببلعد.

بازگرد ‌ای خاطراتِ آن روزگار! چه زیبا بودی در آن گذشتۀ پربار... که از چشم و عقل و قلب آن رهبرِجلودار، می جوشید و چقدر ما امروز، در این غوغای حوادثی که لبنان و همۀ منطقۀ عربی را درنوردیده است، به آن گذشته نیازمندیم.

دشمن سلطه جو هنوز فلسطین و جولان و بخشی از لبنان را در اشغال خود دارد و آزادی و حرمت بیت‌المقدس را مباح می شمرد و به کشتار ملت فلسطین ادامه می دهد و هیچ کس در جهان عرب دم برنمی آورد و حتی برخی از آنان، با این غصب‌کنندۀ حقوق ملت ها روابط سیاسی و امنیتی و نظامی و اقتصادی دارند و میان مردم خود تفرقه می اندازند و نسبت به آتش فرقه گرایی که در سوریه و عراق و یمن و بحرین زبانه می‌کشد و به آنچه در مصر و لیبی و تونس می‌گذرد، بی توجه اند. هیچ صدایی بلند نمی شود تا به این اشغالگری و به فتنۀ تکفیریان و وهابیان، نه بگوید؛ در حالی که این فتنه می‌کشد و می‌سوزاند و عبادت‌گاه ها و بناهای کهن تاریخی را ویران می کند و با تعصب ورزی و عقب ماندگی و نادانی خود، تاریخ را از بین می برد و در این میان، فکر و نقشه را اسرائیل و آمریکا و سرمایه، با دینار و نفت و گاز تأمین می‌کنند. این‌ها انحراف از دین است و اسلام از آنچه اینان می‌کنند بیزار است.

ای امام صدر! چقدر ما به تو و به مواضع شجاعانۀ تو در برابر هر سلطان ستمگر و دشمن تجاوزکار، برای یاری عدالت و حق و آزادی نیاز داریم.
ای پایه گذار مقاومتی که دشمن را شکست داد و سرزمین را آزاد کرد و کرامت را نجات داد و تنها پرتو نور در شب ناامیدی عربی بود.
تو‌ ای نخستین و بزرگ ترین مقاوم! ‌ای پایه‌گذار عصر مقاومت! اکنون این شاگردان تو هستند که به دست خود و در روزگار خود پروراندی و در وجود آنان بذر ایمان و حق پاشیدی. اینان شعارهای تو را سر می دهند و همه، از رهبران و مسئولان و اعضا، دنیا را از تاریخی درخشان، همراه با پیروزی ها و نشانه های رهایی، می آکنند:


دریافت

تو این‌گونه بودی‌ ای امام صدر:
پیشوا و آموزگار و قانون‌گذار؛ پدیدآورندۀ نسل هایی که پس از تو آمدند و از دستاورد تو و از تجربۀ تو بهره گرفتند و توانستند سپاهیان مقاومت را در مسیری سخت و ناهموار، رهبری کنند و سرزمین را آزاد کنند و فتحی را رقم زنند که برای همۀ امت در این عصر ناممکن بود، زیرا این امت، اصولی پوچ در پیش گرفته و برای مقابله با دشمن، خانه هایی سست تر از خانۀ عنکبوت ساخته...
سرور من! وضعی که اکنون ما در منطقه در آن به سر می‌بریم، سخت نیازمند حکمت و خردورزی و شرح صدر و زبان شیرین و وفاداری و عقیدۀ خالصانه و آموزه های بزرگوارانۀ توست. همۀ این اوصاف در وجود تو برای نجات میهن و امنیت ملت و وحدت امت و ساختن کشوری بود، که جنگ و فرقه‌گرایی، آن را قطعه قطعه کرده و گرگ های محلی و منطقه ای و بین‌المللی بر سر آن به جان یکدیگر افتاده بودند. برخی نیز سر از سوراخ خود بیرون آورده بودند تا به این سرزمین گزندی برسانند و بر ضد مقاومت آن، توطئه بچینند و شر و کینۀ خود را بر سر سلاح مقاومت فرو ریزند، چراکه از این ملت دفاع کرد و در برابر دشمنی که گفته می‌شد شکست ناپذیر است و عرب را، چون مترسکی به وحشت انداخته بود، توازن در ترس و بازدارندگی ایجاد کرد. این‌ها اصولی ایمانی است که پیروز شد و آموزه هایی اسلامی است که مردانی بزرگ ساخته است؛ مردانی خدایی که باکی ندارند که مرگ بر آنان فرو آید یا آنان بر مرگ فرو آیند.

آنان حقیقتاً مردان بدر و خیبر و دنباله‌رو یاران حسین (ع) و علی اکبر (ع) هستند.

همین اصول است که همواره ما را به یاد تو می‌اندازد...
 تا زمانی که شب و روز می‌چرخد و گردبادها وطن را درمی نوردد، تو را در قلب و خاطرۀ ما نگه می دارد.

سرورم! در حالی که از درد به خود می پیچم، کلمات را به هم می‌فشارم تا از حروف آن، گل و شکوفه سر زند، چراکه از سیرۀ خوش‌بوی تو در چمنزار شهادت و کارآمدی و فداکاری، سیراب می شود.

ما تردید داشتیم که لحظه‌ای به نبودن یا دوری تو فکر کنیم، ولی امروز با حقیقت جاودانگی تو روبه‌رو هستیم. تو این حقیقت را وقتی رقم زدی که تو را از نزد ما و از میدان جهادت ربودند و ما در درد و رنج باقی ماندیم. ما همچون کسی که بر سرنوشت خویش بیمناک است و همچون کسی که در گذرگاهی ناشناخته قدم می‌گذارد، گریانیم.

ما از لحظۀ فراق تو هراس داریم، زیرا به تصاویر تو و حضور تو در خورشیدِ روز‌هایمان و در سرخی غروبمان و ماه شب هایمان عادت کرده‌ایم؛ عادت کرده‌ایم که عمامۀ تو را در وسط نبرد‌ها و کنفرانس‌ها ببینیم.

چشم تو روشن باد! که ملت تو خواری نمی‌پذیرد و سازش نمی‌کند، بلکه در هر بیشه ای به دنبال عزت و افتخار است.
ما در مسیر تو و در پرتو مکتب تو حرکت می‌کنیم و تا پای جان استوار ایستاده‌ایم. ما کسانی هستیم که با لبخند در برابر ناامیدی ایستادیم و در دل بلا‌ها، معجزه آفریدیم. این‌‌ همان پایداری است که تو به ما آموختی و‌‌ همان آزادی و پیروزی است که به ما وعده دادی.

دفتر جنبش أمل در تهران
عادل عون

------------------------------------------------------------------------------------------
یادداشت ابویاسر -عادل عون- نمایندۀ جنبش أمل در تهران

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی امام موسی صدر

عنوان نوشت: شادباش ای عشق خوش سودای ما! ای طبیب جمله علت های ما!
ای دوای نخوت و ناموس ما! ای تو افلاطون و جالینوس ما!...

عشق جان طور آمد عاشقا
طور مست و خرّ موسی صاعقا

۰ نظر ۲۲۹ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۴ ، ۱۳:۲۸

یا خیر الحاکمین


علت این سرپوش گذاشتن سی و چند سالۀ جهان بر این جنایت مسلّم قذافی چیست؟

این سوال در کانون حوادثی قرار دارد که منطقه و دنیا شاهد آن است: 

- زیرا او در سرزمین محرومان – با تشکیل حرکة المحرومین- از آنان و سرزمینشان دفاع کرد؛ 

- زیرا او پیشگام وحدت و مروج همزیستی و مخالف فرقه گرایی و تکیه بر افتخارات فرقه ای بود. 

- زیرا او در مسجد‌ها و کلیسا‌ها برای مردم سخن می گفت و وقتی آنان را به خیابان فراخواند، قیام کردند. او زبان عبادت خداوند و عامل پیوند میان فرزندان یک میهن بود. 

- چون او نپذیرفت که در سنگر فتنه انگیزان باشد! او نخواست با حزب گرایی های کوته بینانه آتش اختلاف را میان مردم شعله ور کند و از این آتش تنور سیاست مداران را گرم سازد!

- او همه را به مخالفت با آنچه از خارج از لبنان دیکته می شد تا مردمِ یک میهن به روی همدیگر اسلحه بکشند، فرا می خواند.

- او می گفت: «فعالیت سیاسی و اجتماعی من بخشی از رسالت دینی و اسلامی من است.»

«پس در چنین اندیشه ای نمی توان مقدسات دینی را فدای بازی های کثیف سیاسی کرد!»

امام موسی صدر- زیرا او با اسکان دادن فلسطینیان در جنوب لبنان مخالفت می‌کرد. تا زمینه بازگشت فلسطینیان به سرزمین هایشان از دست نرود!

-‌ زیرا او یکی از بنیانگذاران انقلاب اسلامی ایران بود و از رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی در سطوح جهانی حمایت می کرد.

-‌ زیرا او منطق انورسادات دربارۀ حل مشکل فلسطین از طریق سازش و نزدیک سازی مسائل عربی و اسلامی را نپذیرفت. 

- زیرا او می خواست سد روانی میان مردم جنوب لبنان و دشمن صهیونیستی را حفظ کند؛
او در شرایطی بس پیچیده و در سایه برهم خوردن موازنه قدرت در برابر دشمن صهیونیستی مقاومت را به راه انداخت تا همگان چه در سطح رسمی و چه در سطح مردمی نقش خود را به عهده بگیرند. 

-‌ زیرا او می گفت: «شرافت قدس جز این نمی ‌پذیرد که به دست مومنانی شرافتمند آزاد شود.» 

- زیرا او هرگونه دیکته شدن از داخل و خارج را رد می‌کرد و می گفت: «هیچ کس نمی تواند برای من نقش تعیین کند. نقش من از سوی خدا و میهن تعیین شده است.» 

دشمنان این قامت استوار را دور کردند تا بتوانند به اهداف خود در زمینه سازش با اسراییل و شعله ور کردن جنگ داخلی در لبنان برسند، در حالی که امام صدر می گفت: «بهترین شکلِ جنگ با اسراییل، پایان دادن به جنگ داخلی در لبنان است.»

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

منبع نوشت: مقاله خلیل حمدان، عضو هیئت رئیسه جنبش أمل- سال 1392-هتل انقلاب تهران

و خداوند بهترین حکم کنندگان است!

۰ نظر ۲۰۱ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۴ ، ۱۹:۵۴

یا دافِع البَلیّات


کودک که باشی...

کوچک که باشی...

دنیای بزرگ را بزرگتر از آن چه که هست می بینی...

درخت ها را... حیاط را... خانه را...آدم ها را...

کودک که باشی...بزرگتر داشتن برایت نعمت است...آرزویی بزرگ....دعایی مستجاب
مثل گلِ کوچک ضعیفی که در سایه سارِ وسعتِ سروی روییده باشد؛ امید بسته به مهربانی های آن سرو...دلخوش است به بزرگتری های آن سرو بلند قامتِ بزرگ

باید کودک باشی...کودکی کرده باشی...تا درک کنی، اسارت یک پدر...در بند کردن یک پدر...یعنی:

حق آزادییعنی دربند کردن یک دنیا... اسارت یک رؤیا... یعنی زمستان... یعنی سرما...
یعنی خراب شدن کاخ آرزوها... خرد شدن یک اسطوره... شکست یک قهرمان در برابر چشمان معصوم و منتظر.
چشمانی که نمی داند زندان چیست؟ نمی فهمد زندانی کیست؟

کودک که باشی...پدر برایت...تنها...آن مردِ کتابِ اوّل ابتدایی نیست که؛
می آید... در باران...بر اَسب ... باداس...پدر فقط آب نمی دهد...بابا فقط نان نمی دهد...
بابا برایت قهرمانِ همه دوران است...اسطوره شکست ناپذیر!


پردۀ اول- و من به پیکرهای تکیده و چهره های رنگ باخته ای می اندیشم که برای تحقق آرزوهای کودکانشان پایمردانه اعتصام می کنند و لب به غذا نمی زنند...
اعتصاب غذا برای آزادی...
و آزادی جز به آزادی پاس داشته نمی شود!

پردۀ دوّم- اسیر، اسیر است... به جا یا نا به جا... به حق یا به نا حق...ای بسا کسانی که خود برای خود زندان ساخته اند... زندان هوس...زندان مال... زندان نام... زندان نفس... زندان دنیا... زندان شهرت... زندان غرور... زندان اعتیاد...
و تو ... در اسارتِ هر چه باشی و زندانیِ هر که باشی... قهرمان افسانه ای کودکت را در پیش چشمانش خنجر زده ای.

امام و ملیحهپردۀ سوّم- پدر، گاهی، پدرِ یک کودک است... گاهی پدرِ چندین کودک... گاهی پدرِ یک مدرسه... گاهی پدرِ یک شهر

گاهی پدرِ یک ملّت...
و وای از آن روزی که پدرِ یک امّت... آن که برایت پدری کرده... خون دل خورده... نه فقط نان که برایت جان گذاشته...آن هم نه یک سال و دو سال... سی سال...
و امروز در اسارت باشد... نه یک ماه و دو ماه... سی و هفت سال!
و تو ناتوان از آزادی اش... چشم به راه... دل سپرده باشی به آمدنش!

اباصالحپردۀ آخر-سلام بابای مهربان این عصر و زمانه!
خدا نکند که من برایت بند باشم پدر! خدا نکند برایت زندان باشم!
خدا نکند زندانی که برای خود ساخته ام، غم و رنجت باشد در این دیارِ غربت!
خدا نخواهد زنجیرهایی که به پایم بسته است؛

که به پایم بسته ام
سنگ راهت شود و راه طولانی ات را، طولانی تر کند!
پدر مهربان همۀ صالحان دنیا! قهرمان حقیقی همۀ دوران ها!
برای باز شدن این همه زنجیر... برای آزادیمان... برای آزادیشان... برایمان دعا کنید!
----------------------------------------------------------------------
پی نوشت: ...ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...

این پست وام نوشتی بود از خواهرم صبا: کودکان سرزمین سرخ

 أرید أبی
حجم: 3.21 مگابایت

به خاطر آزادی
حجم: 10.2 مگابایت

۰ نظر ۴۰۶ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۴ ، ۲۱:۲۶

یا عالِمَ الخفیات


بسم الله الرّحمن الرّحیم
 بِحَقِّ یس وَ الْقُرآنِ الْکَرِیمِ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرآنِ الْعَظِیمِ یا مَنْ یَقْدِرُ عَلَی حَوائِجِ السّائِلِینَ یا مَنْ یَعْلَمُ ما فِی الضَّمِیرَ یا مُنَفِّسَ عَنِ الُمَکُرُوبِینَ یا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُوْمِینَ یا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ یا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسِیرِ
 صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ...
دعای حضرت سید الشهداء در روز عاشوراء-مفاتیح الجنان

گاهی وقت ها، برخی خبرها، آن قدر زهردار و مرگ آورند که آرزو می کنی، ای کاش دروغ باشند!

گاهی روزها، بعضی پست ها،آن قدر تلخ و کشنده اند که آرزو می کنی، کاش طوری بشود که هرگز تکرارشان نکنی!
اما نمی شود!
جنایات اسرائیلنمی شود فراموش کنی که یک سال پیش...جنگ غزه....با جنایت فجیع شهرک نشینان ِ پست و درنده خوی اسرائیلی ، با ربودن و زنده زنده سوزاندن یک نوجوان مظلوم و بی دفاع فلسطینی، آغاز شد!

و باز تابستان امسال...
این بار...رؤیاهای معصومانۀ علی ِ شیرخوارِ بی گناه، در میان شعله های کینۀ قومی وحشی، خاکستر شد.

هر چه دست و پا می زنی، نمی توانی از شرّ این خیال بی رحم، خلاص شوی که : تابستان، برای سگ های هارِ تشنۀ خون! فصل شکار است ....بهترین فرصت برای غارت و کشتن و سوختن و دریدن!

خاطرات تلخ رمضان گذشته...پست های اشک ریزانِ تار....
هرم گرما...گلوی خشک...چای قندپهلوی یخ کرده...و روزه ای که با تلخی ِبغض و شوری ِ اشک، افطار می شد:
«چشم هایت را که باز کنی می بینی ... از زمین تا آسمان هزار حجلۀ پر چراغ بسته اند برای علی اکبر(ع) و قاسم(ع)!
پنبه های بی غیرتی را که از گوش ات در آوری، می شنوی:
 صدای ضجه های علی اصغر(ع)، خواب را بر آسمانیان حرام کرده؛ "اصغرِ بغض پرستاران شده...اصغرِ در خواب بمباران شده...اصغر ِمخلوط آهن پاره ها...اصغر ِچسبیده بر دیواره ها....اصغر رؤیت ز دمپایی شده....اصغرِ از مو شناسایی شده...!"
گاهی وقت ها، چشم فروبستن و سر به زیر بودن را فراموش کن! گاهی وقت ها، غیرت و مردانگی در این است که سرت را بال بگیری، با چشم های از اشک، رنگ خون شده، زل بزنی در چشمان دروغ های عالم فریب و حقیقت را نعره بزنی!

حقیقت را باید بی حجاب و بی نقاب روی دست بگیری و در کوچه ها فریاد بزنی؛ خوب تماشا کن! این ها خاکسترِ پاره های تن اسلام است!»

و بعد دلهره و اضطرار، بر وجودت چنگ بزند که این بار زخم کدام جنگ در راه است؟ چند روز؟ چند خانه با چند هزار کودک بی پناه، به آتش کشیده خواهند شد؟

اما از لا به لای صفحات کتاب، سخنان امام موسی صدر از کابوس ها رهایت می کند؛

که در رثای حسین علیه السلام وارث انبیاء می گویند:

« او همه‌چیز را تقدیم کرد. اگر این واقعه را بـه سلسلۀ تاریخـی و سرمدی نبرد میان حق و باطل پیوند دهیم، خود را در این جبهۀ نبرد قرار داده ایم. 
امروز این نبرد میان فلسطینی ها و اسرائیل ‌است. این مسئله، نخست، تکلیف فلسطینی هاست و اگر آنان این کار را انجام ندهند، بر ما واجب عینی است که به‌پا خیزیم و این کار را بکنیم. درست است، اسرائیل نیرومند است، اما یزید نیز قدرت داشت. اسرائیل می‌کشد، می‌سوزاند و قتل‌عام می‌کند. آنچه را انجام می‌دهد، بر صفحات تلویزیون می بینیم. به یاد می آوریم که مسلم‌بن‌عقیل نیز در کاخ به قتل رسید، سرش را از تن جدا کردند و جسدش را از بلندی افکندند. پس اسرائیل در صف یزید است. همۀ ابعاد واقعۀ کربلا هم اکنون نیز وجود دارد. حسین بازنگشت و نگفت که آنان ظالم اند و به مرد و زن و مرده رحم نمی‌کنند. نگفت که آنان پس از کشتنم، سینه‌ام را پاره پاره می‌کنند. پس، بر ماست که در راه حق گام برداریم. چه سودی دارد که خوار بمانیم؟ او که پیشواست باید این همه را تحمل کند. بنابراین، نبرد ما با اسرائیل، ادامۀ نبرد امام حسین است.»
--------------------------------------------------------------------------------------------

روز شمار شکست اسرائیل: امروز دهم مرداد ماه 1394، اول  آب 2015، بیست روز مانده به چهل و ششمین سالروز به آتش کشیده شدن مسجد الاقصی،
با اقدام شهرک نشینان در به آتش کشیدن خانۀ فلسطینیان و  قتل کودک شیرخوارۀ فلسطینی،
اسرائیل یک قدم دیگر به نابودی نزدیک شد!

محرّم نوشت ماه شوّال:

الهی! با همۀ " وَإِذِ ابْتَلَی إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ..." ها، با همۀ " إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ" ها، با همۀ " عَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَ هُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ" ها، همۀ " مسّتهُم البأساء والضّرّاء وزُلزِلوا"ها، همۀ "إنّ الله مع الصّابرین" ها، همۀ "نَحنُ أقربُ من حبلِ الوَرید" ها، با همۀ "أُدعونی أستجب لکم"ها... بر دلهای آن ها و چشم هایشان و بر چشم های ما و دلهایمان... رحمی کن! تا این اشک ها دنیا را خاکستر نکرده!...


امشب بیا دوباره استرجاع کنیم:  «إنّا لله و إنّا الیهِ راجعون»!

۲ نظر ۲۱۳ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۴ ، ۰۲:۳۱

یا سامع الأصوات


و ما هر جمعه، این سورۀ مبارکه را که دو بار یهودیان را ظالم خطاب می کند، تلاوت می کنیم:

أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
«مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ(5) قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ(6) وَلَا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ(7)»

 سورۀ مبارکۀ جمعه_آیات 5 و 6

مثل کسانی که تورات به آنان داده شده و بدان عمل نمی کنند، مثل آن خر است که کتاب هایی را حمل می کند، بد مَثلی است، مَثَل مردمی "که آیات خدا را دروغ می شمرده اند! و خداوند ستمکاران را هدایت نمی کند!

بگو ای قوم یهود، هرگاه می پندارید که شما دوستان خداوند هستید، نه مردم دیگر، پس تمنّای مرگ کنید، اگر راست گویید! و آنان به سبب اعمالی که پیش از این مرتکب شده اند، هرگز تمنّای مرگ نخواهند کرد. و خداوند به ستمکاران داناتر است!"

پس علت اصلی جنگ پیامبران با برخی از یهود روشن می شود. پیکار ما نیز با آنان، جنگ گروهی انسان با انسانی دیگر، یا گروهی از مؤمنان نیست! بلکه با آنان می جنگیم چراکه به مصداق آیات قرآن، آنان به دستورات کتاب مقدس عمل نمی کنند! جنگ ما با آنان نبرد در برابر فساد و انحراف، ستم و اندیشه تبعیض نژادی است!

این است مصیبت ما!
مصیبت اینجا است که آنان خود را اولیاء و دوست خدا می دانند! و نه دیگران را!

آیات قرآن تأکید می کند:

«...وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْکَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُواْ یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذَلِکَ بِمَا عَصَواْ وَّکَانُواْ یَعْتَدُونَ(61)»
سورۀ مبارکۀ بقره

مقرر شد بر آن ها خواری و بیچارگی.

این آیه ساختاری انشائی و امری دارد و از نوع جملات اخباری و حکایتی محسوب نمی شود. این آیه امری واجب و مسئولیت آور بر دوش ما می گذارد و اگر این مسئولیت را به انجام نرسانیم، بر ما نیز مُهر ذلّت و بیچارگی خواهد خورد!

مشروعیّت مبارزه ملت فلسطین، از دیدگاه دین بی نیاز از بحث است!

افراد این مبارزه همان کسانی هستند که راه انسانیت را هموار می سازند و درصدد صیانت از اخلاق و ارزش ها بر آمده اند.

اینان همان کسانی هستند که ارادۀ مسیح(ع) و محمّد(ص) را به اجرا درآورده اند!

اینان تحقق ارادۀ الهی اند در مفهوم آیۀ "وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْکَنَةُ".

آری اینان کسانی هستند که ارادۀ آسمانی را لباس تحقق می پوشانند!

----------------------------------------------------------------------------------------
سخنرانی امام موسی صدر در جمع شخصیت های برجستۀ مقاومت فلسطین! روزنامۀ الحیاة
17/12/1968
طفل شهید

و چه ذلت و خواری و مسکنتی بالاتر از این، که طرف حسابت بشود طفل شیرخواره بی دفاع؟!

---------------------------------------------------------------------------------

مطالب مرتبط:

*سرزمین های اشغالی در آماده باش

*جنایتی تکان دهنده در جنوب نابلس:شهرک نشینان کودک شیرخوار فلسطینی و خانواده اش را زنده زنده سوزاندند

*وخامت حال قربانیان جنایت هولناک شهرک نشینان در نابلس

*خون کودک شیرخوار فلسطینی: شعله آغاز انتفاضه ای جدید

۰ نظر ۱۰۲ بازدید موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۳

 یا رافِع الدّرجات


راز محاربۀ یهود با پیامبران در بدعتها و تحریف ها نهفته بود!

پیامبران دربارۀ خطر یهود به مردم هشدار می دادند!

حضرت مسیح (ع) می فرمود: «قدس را به سگ ها و خوک ها وامگذارید!»

منظور آن حضرت از کلمۀ "قدس" تنها شهر "بیت المقدس" نبود!

بلکه همۀ معانی قدس بود.

همان حضرت هنگامی که بازرگانان را و طلاسازان را و فروشندگان را از هیکل بیرون می راند،
به آنان می فرمود: «این خانۀ پدر من، جایگاه عبادت است که شما آن را تبدیل به لانۀ دزدان کرده اید.»

اکنون من می پرسم: اگر مسیح (ع) امروز در میان ما زندگی می کرد، چه می فرمود؟ آیا همین سخن را تکرار نمی کرد؟

مسیح
او می فرمود: «این خانۀ پدر من، جایگاه عبادت است، که شما آن را به لانه ای برای توطئه و دسیسه و پایگاهی برای استعمار و مکانی برای فساد و نافرمانی خدا و امثال آن تبدیل کرده اید.»

بنابراین انگیزه ای که مسیح(ع) را به جنگ با برخی از یهود وامیداشت، این نبود که او همچون یکی از ابنای انسان با انسانی دیگر دشمنی داشته باشد، بلکه آن حضرت از بشری بیزاری می جست که بر اثر عقاید مغشوش و خطرناک خود به جرثومۀ فساد تبدیل شده بود!
---------------------------------------------------------------------------------------------------
سخنرانی امام موسی صدر در جمع شخصیت های برجستۀ جهان اسلام-

روزنامۀ الحیاة مورخ 17/12/1968- 26 آذرماه 1347

رمضانیــّه: بِکَ عَرَفتک و أنتَ دَلَلتنی علیک و دَعَوتنی اِلیک...

خدایا من تو را با تو شناختم و تو مرا به سوی خودت راه نمودی و دعوت کردی! اگر تو نبودی، من از کجا تو را می شناختم؟

مرا در بیراهه ها و ظلمتکده ها، در حیرت ها و سرگشتگی ها تنها رها نکن!

۰ نظر ۱۱۱ بازدید موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۴ ، ۱۶:۱۳

یا مجیب الدّعوات


"در این مجلس مبارک... ماه روزه و برتری... ماه صبر و آزادگی... ماه لیلة القدر... ماه رقم خوردن سرنوشت...ماه فتح مکه...ماه پیروزی بدر کبری...

شما، ای جوانان عزیز فلسطینی! ای کسانی که پنجرۀ آرزوها را به روی قلب های ما گشوده اید! ای دستان خداوند در میان مردم! ای دروازه های ارادۀ خدا! بر برکات خداوند سیر کنید! امیدها به شما ست!

جهاد شما... بر پایۀ ایمان است... ایمان به خداوندِ آفرینندۀ هستی! و خداوندی که همه جا هست و خداوند یگانه... خدایی که از آن شما ست، در زندگی و مرگ! و مرگ برای شما زندگی جدیدی است!
علی ابن ابی طالب(ع)، نخستین فدایی اسلام، هنگامی که در جنگ فرزندش محمّد حنفیه را نصیحت می کند از ایمان به خدا این گونه تعبیر می کند: «پسرم، اگر کوه ها از جای بجنبند، تو پا برجا باش!» و ادامه می دهد:«جمجمه ات را به خدا وام ده!» و شما نیز جمجمه ها و آرزوها، احساساتتان را به خدا وام دهید و بدانید پیروزی برای شما از جانب خداوند محقق است!"

-----------------------------------------------------------------------------------

سخنرانی امام موسی صدر در جمع شخصیت های برجستۀ جهان اسلام
روزنامۀ الحیاة مورخ 17/12/1968- 26 آذرماه 1347

۰ نظر ۱۰۸ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۵:۳۳