رجعت صدر

روزشمار بازگشت امام موسی صدر

رجعت صدر

روزشمار بازگشت امام موسی صدر

رجعت صدر

همه روزهایی را که نبوده ای می شمارند،
من روزهایی که به بازگشتت مانده...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حاشیه نوشت:
هرگونه کپی برداری و نشر مطالب این وبلاگ
در راستای آشنایی با سیره و نشر افکار
امام موسی صدر(أعاده الله)
آزاد و موجب امتنان است!

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
پیوندها

ناچشیده جرعه ای از جام او....

چهارشنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۰۶ ب.ظ

یا من لا یعتـدی علی أهل ِ مملـکـته
به نام آن که بر اهل مملکتش ستم نمی کند!


عاشق، مجنون است ... نمی تواند عشقش را کتمان کند...
عاشق صید است ... نمی تواند از دام صیاد فرار کند...
قبل ترها خیال می کردم معشوق، صیاد است...اما این روزها فهمیده ام که این عشق است که صیاد است...
و معشوق...اگر امام موسی صدر باشد...نمی خواهد که هیچ صیدی در بند صیاد، گرفتار شود...
چون به بند کشیدن و در دام گرفتار کردن، سنت اجدادی خاندان صدر نیست...
صدرها یادگرفته اند که مثل اجداد و نیاکانشان، آزاد کنند!
برای همین هم، همیشه ضامن اند؛
ضامن می شوند...صید را نزد صیاد ضمانت می کنند.... و او را از دام عشق آزاد می کنند....
اما اگر این صید بخواهد تا ابد در دام این صیاد بماند چه؟

عاشق...مجنون است...همیشه دنبال بهانه می گردد که عشقش را فریاد کند....

و شاعرِ عاشقِ مسیحی ... به دنبال بهانه ای بود تا عشقش را فریاد کند...
چون می دانست که آتش عشق... «جز زبانه کشیدن و برآمدن نمی داند...»*
چهل و هفت سال پیش...جرج جرداق ... شاعر مسیحی....دست به قلم برد و نامه ای نوشت...
نامه ای که در الصیاد بیروت منتشر شد، تا صدای فریاد عشقش ... به گوش همه عالم برسد

و... من... تازه بعد از خواندن نامه تبدارش بود... که این را فهمیدم....
... فهمیدم که؛ او تنها عاشق امام علی ع نبود...

امام موسی صدر
و امروز... که...
چهل و هفت سال و سه روز از تشکیل مجلس اعلای شیعیان لبنان گذشته است...
صندلی ریاست این مجلس ... سی و هشت سال است که هنوز در انتظار آمدن امام موسی صدر....خالی مانده است...چون جای خالی او را .... با هیچ تبصره و آیین نامه ای... با هیچ قانون و لایحه ای نمی توان پر کرد...
--------------------------------------------------------------------------------------------------
امروز ...حدود ده سال است ....که... قلم هایی مردد و لرزان

بر ماسه های این بیابان های بی آب و علف...
از جای خالی او می نویسند ... نام او را می خوانند و می نویسند...
بی آن که مثل آن شاعر مسیحی ؛ «سیمای باشکوه و زیبای انسانی اش را از نزدیک دیده باشند
یا  اخلاق والا و دل مهربانش را درک کرده باشند...روی گشاده اش را به روی مردم دیده باشند
بی آن که هُرم ِگرمای عشق و محبت و خـُلق‌ کریم اش ما را در بر گرفته باشد...»
نه عشق... نه عاشق
نه صید...نه دام...نه صیاد

هیــــچکدام...
ما فقط منتظریم....همین!
منتظریم تا یک ضامن معتبرِ بلند قامت... از راه دور برسد
و بگوید که چه باشیم بهتر است؟ صید؟ دام؟ صیاد؟ آزاد؟
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
نامه ی تبریک جرج جرداق به امام موسی صدر را هر سال باید چندین و چند بار خواند...
چندین بار خواند و باز هم نفهمید، که چطور می شود؟

چه چیز می تواند... تا این حد یک شاعر مسیحی را شیعه ی امام شیعیان کند، که در خاتمه نامه اش... حسین بن علی علیه السلام – امام شیعیان- را امام الأعظم بنامد و از او بنویسد که:

الإمام الأعظم حسین (ع) قال:

«ذو الهمه یأبى إلا علواً، کالشعله من النار یخفیها صاحبها وتأبى إلا إرتفاعاً.»
«صاحب همت ‌عالی از همه چیز سرباز می زند جز سربلندی، چونان‌ شعله ای از‌ آتش ‌که ‌صاحب اش پنهان اش ‌می‌کند، ولی ‌جز برآمدن‌ و زبانه کشیدن ‌نتواند.»
----------------------------------------------------------------------------------------------------------

مطالب مرتبط :

مجلس اعلای شیعیان لبنان چگونه تشکیل شد؟

نامه تبریک جرج جرداق به امام موسی صدر و ترجمه آن

نظرات  (۱۰)

باعرض سلام و ادب خاطراتی از ایت الله مصطفوی و امام موسی صدر داشتم که در وبلاگایت الله مصطفوی دارم بیان میکنم.ممنون میشم به وبلاگ ن هم سربزنید.یاعلی
پاسخ:
سلام

واقعا ممنونم
این روزها از لحاظ دسترسی کامل به نت و زمان وبگردی در مضیقه هستم
ولی همیشه از پست های شما استفاده می کنیم.
سپاسگزارم
سلام شما رو به خوندن اخرین پست وبلاگم(یه درد و دل ساده) دعوت میکنم.
پیشاپیش ممنون از حضورتون
یاعلی
واقعا خوشحال کننده است که هنوز هم هستن کسانی که به یاد امام موسی صدر هستند.
ان شاا... که یک روز خیلی زود برگردند و دل خیلی ها رو شاد کنند.
موفق و مانا باشید
یاعلی
پاسخ:
سپاسگزارم...
ان شاء الله که این توفیق از ما دریغ نشود
حضرت آیت الله مصطفوی رحمه الله علیه بواسطه نسبت خویشاندی که داشتند خاطراتی از امام موسی صدر از نجف و سفرهایی که با هم داشتند برایمان تعریف میکردند.گر فرصتی شد خاطراتی ازایشان را برایتان ارسال میکنم.....خداوند همه بزرگان دینمان را که در وجود انسانها یک دگرگونی و انقلابی معنوی برقرار میکنند غریق رحمت بیکران خودبگرداند
خوشحال میشوم به وبلاگ اینجانب نیز سری بزنیدmustafavi.blog.ir
پاسخ:
سلام
چقدر عالی...خیلی خوبه اگر تعریف کنید... من واقعا نمی دانستم که ایشان هم با امام قرابت و خویشاوندی دارند

شما دعا کنید ما توفیق وبلاگ خوانی و وبلاگ نویسی داشته باشیم...
ما همیشه مصدع اوقات وبلاگتان هستیم
امام موسی صدر ازبستگان حضرت آیت الله مصطفوی بودند ...وایشان خاطرات جالبی از امام موسی صدر که در نجف بودند تعریف میکرد...ازنقش مهم ایشان در تغییر و انقلاب درونی در افراد....نمیدانم چه بگویم ولی خداوند ایشان را رحمت کند 
پاسخ:
پس ایشان در نجف هم گعده و هم حجره امام موسی بوده اند؟
۱۰ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۲۲ عماد الدین
سلام

هر شیر سرکشی که به دیدار او رسید
چون صید در مقابل او رام رام بود
حتی اگر به مذهب من شک کنید باز
من حاضرم قسم بخو م او امام بود...


پاسخ:
سلام

چقدر زود گذشت این ده سال...
کاش این قدر زود نمی گذشت...

مانند او وجود ندارد بدون شک
اصلا چگونه می شود این گونه مرد بود؟

هم مرهمی به روی جراحات دوستان
هم با سپاه دشمن خود در نبرد بود
۰۷ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۱۰ سید مهدی رییس السادتی
سلام متشکرم دقیقا از
"نامه ی تبریک جرج جرداق به امام موسی صدر را هر سال باید چندین و چند بار خواند...
چندین بار خواند و باز هم نفهمید، که چطور می شود؟

چه چیز می تواند... تا این حد یک شاعر مسیحی را شیعه ی امام شیعیان کند، که در خاتمه نامه اش... حسین بن علی علیه السلام – امام شیعیان- را امام الأعظم بنامد و از او بنویسد که:

الإمام الأعظم حسین (ع) قال:

«ذو الهمه یأبى إلا علواً، کالشعله من النار یخفیها صاحبها وتأبى إلا إرتفاعاً.»
«صاحب همت ‌عالی از همه چیز سرباز می زند جز سربلندی، چونان‌ شعله ای از‌ آتش ‌که ‌صاحب اش پنهان اش ‌می‌کند، ولی ‌جز برآمدن‌ و زبانه کشیدن ‌نتواند.»"
پاسخ:
سلام...
و... سپاسگزارم: ))
دقیقا
از تشکر دقیق و حسن توجهتان:)
۰۶ خرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۰ مهدی زراعتی رخشاندل
خیلی عالی و البته طولانی
بخشی را که خواندم بسیار زیبا بود
پاسخ:
سلام
بله از قبل جناب راوی سینوی هم تذکر داده بودند که کوتاهتر بنویسم:)
سعی ام را می کنم...
ولی گاهی به هم پیوستگی مطالب موجب اطاله کلام است...
متشكرم
پاسخ:
سلام

خواهش می کنم
ولی میتونم بپرسم...

از چی متشکرید دقیقا؟:)
۰۶ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۴۲ ....مسعود ....
با عرض سلام 
متشکرم 
به وبلاگ بنده هم سری بزنید و ما رو از نظراتتون محروم نفرمایید 
پاسخ:
سلام
و سپاس

اگر فرصت کنم ... چشم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی