رجعت صدر

روزشمار بازگشت امام موسی صدر

رجعت صدر

روزشمار بازگشت امام موسی صدر

رجعت صدر

همه روزهایی را که نبوده ای می شمارند،
من روزهایی که به بازگشتت مانده...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حاشیه نوشت:
هرگونه کپی برداری و نشر مطالب این وبلاگ
در راستای آشنایی با سیره و نشر افکار
امام موسی صدر(أعاده الله)
آزاد و موجب امتنان است!

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
پیوندها

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اعتصام» ثبت شده است

یا مَن تواضَعَ کلّ ُشَئ ٍ لِـعَظَمَتِـه


روحانی بلند بالای مسلمان، از دالان کلیسا گذشت ... از میان جمعیت حاضر عبور کرد و در محراب... در جایگاه وعظِ خطابه ایستاد و نگاهی عمیق به حاضران کرد؛ سکوت سنگین كليسای كبوشين به صفير پيامبرواره ای مسيحايی  شکست:

«نحمدك اللّهم و نشكرك،

ربّنا،

إله إبراهيم و إسماعيل،

إله موسى و عيسى و محمّد،

ربّ المستضعفين و إله الخلق أجمعين...

الحمد لله الذي يؤمّن الخائفين، و ينجّي الصّالحين، و يرفع المستضعفين، و يضع المستكبرين،

و يهلك ملوكاً و يستخلف آخرين...

و الحمد لله قاصم الجبارين، مبير الظّالمين، مدرك الهاربين، نكال الطّاغين، صريخ المستصرخين...»

سالگرد خطابه کبوشین

۱ نظر ۱۹۶ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۳۱

باسمِکَ یا قـدیم


گزارش روز اول:

روزنامۀ النّهار-28 حزیران 1975:
ساعت سۀ بعد از ظهر دیروز، امام صدر پس از برگزاری نماز جمعه، به همراه چهار نفر از معاونانش تحصن خود را در مسجد مجتمع آموزشی عاملیه در خیابان عمر بن خطاب آغاز کرد.

ایشان در تبیین این اقدام خود گفت: «طی روز و شب گذشته شکایت ها را دریافت می‌کردم و صدای گریۀ بیوگان و یتیمان را می‌شنیدم و با وجود آنکه همۀ تلاش خود را به کار بستم و خواب به چشمم نیامد، ‌بمباران فروکش نکرد و اوضاع همچنان بدتر می‌شود. از این رو ساعت دو بعد از ظهر امروز تصمیم گرفتم تحصن کنم و روزه بگیرم و در این میان توشه ام کتاب خدا و چند جرعه آب است. من اینجا خواهم ماند تا یا شهید شوم و یا کشور به حال طبیعی بازگردد. من با مادر و همسر و فرزندانم وداع کرده ام و آمده ام تا به درگاه خداوند دعا کنم که این سرزمین را نجات دهد.»

اعتصام

گزارشی از روزنامه های النهار- الأنوار- المحرّر:

فرمود: «هر کس با اسلحه به مسجد نزدیک شد، او را از اینجا دور کنید؛ زیرا این اقدام ما مسالمت آمیز است
آنان حرمت اسلحه را نگاه نداشته اند و نیاز ما را به آن ناموجّه جلوه داده اند و هم وطنان بی‌گناه را کشته اند.»

«آنها خاک وطن را آلوده کردند؛ پس به خانۀ خدا پناه آوردم تا از او یاری بجویم و در اینجا در حال اعتکاف خواهم ماند تا کشور بحران را پشت سر گذارد و صدای توپخانه ها خفه شود

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

عنوان نوشت:  انکار مکن طلعت پیشانی خود را/ پنهان مکن ای پیر مسلمانی خود را .... من از تو به ایمان تو مومن ترم ای مرد/کوتاه مکن سجده ی طولانی خود را: غزلی از علیرضا بدیع

مطالب مرتبط:

و این چنین، اعتصام امام موسی صدر آغاز شد!

نخستین روز اعتصام به روایت رسانه ها و جراید

۱ نظر ۲۳۵ بازدید موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۴ ، ۰۰:۴۹

باسمِکَ یا عَظیم


وقتی نامۀ امام شرف الدین به دستش رسید، پیشنهاد از اروپا داشت، می توانست برود ایتالیا.
 یقین خانواده و کودکانش هم در آسایش بودند.

ولی نرفت!

چمدانش را که می بست، گفت که می خواهد برود لبنان تا گرد و غبار عبای روحانیت را بتکاند!
نخواست که این کشتی شکستگان طوفانِ بلا را بی پناه و فانوس رها کند و خود به عالی ترین مقام ها برسد!

امام موسی صدروقتی رسید، اندوه بود و اندوه؛
 فقر و بی سوادی، جهل و بی فرهنگی، ظلم و تحقیر و تعصب بیداد می کرد!
از شیعه جز نام، چیزی نمانده بود، که بخواهد عزت و آبرویی داشته باشد.

لبّاده اش را مصمم تر بر دوش کشید، عمامه اش را محکم تر بست.
 به خاطر شما از همه چیزش گذشت. برای مرهم گذاشتن بر زخم هایتان روز و شبش را گذاشت و گذشت. به چشمانش خواب نیامد. عزت و آبرویش را گذاشت؛

عزت و شرافت خاندانی را به مخاطره افکند، که به قدمت تاریخ شیعه آبرو و عزت داشت....تا برای شما عزت و آبرو بخرد!

جهل و نادانی را با معهد، فساد و بیکاری را با مدرسۀ صنعتی و کارآفرینی، فقر را با خیرات، بی فرهنگی را با موعظه و خطابه و نصیحت چاره کرد.

با همه چیزتان ساخت، بزرگترین تهمت ها را به جان خرید. ناسزا گویی و بد گویی مخالفان را تاب آورد. اختلافات و تفرقه را تحمل کرد.
اما شما...
به جای آن که یارش باشید، بارش شدید،
به جای آن که در ساختن و آباد کردن دست کمکش را بیشتر بفشارید، آتش شدید و به خانمان خود هم رحم نکردید!

زخم هایش را دیدید و اشک هایش را چشیدید و دست برنداشتید!
به هر سو که نگاه کرد، خون دید و «خون از قلبش چکید»
برادرکشی و کودک کشی، جانش را به لب رساند: « مساکن مردم محرومی که حتی لقمۀ نانی نداشتند چه رسد به اسلحه، ویران می ‌شد و مردم بی‌گناه بر زمین می ‌افتادند.»
«هر کس در پی شکاری بود و تکیه‌گاهی برای خود داشت؛ اما میهن و فرزندان حقیقی و محروم آن هیچ تکیه‌گاهی نداشتند.» انتقام با وجودتان چنان کرده بود که فریادهایش را نمی شنیدید...
او به جز شما سرمایه ای نداشت! نه مال چارۀ دردتان بود و نه شرافت و آبرو.
پس جانش را به میان گذاشت:
«گفت وگو دیگر سودی ندارد و گوشها نمی شنود و وجدان ها نیازمند کسی است که آن ها را تکان دهد و ملامت کند. به این نتیجه رسیدم که کشور به چیزی قوی تر از اسلحه و قاطع تر از کلمه احتیاج دارد.

آن گاه خود را در راه مسجد برای اعتکاف یافتم.»
-------------------------------------------------------------------------------------------

و این چنین، اعتصام امام موسی صدر آغاز شد!

نخستین روز اعتصام به روایت رسانه ها و جراید

۰ نظر ۱۹۶ بازدید موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۴ ، ۱۷:۰۴