رجعت صدر

روزشمار بازگشت امام موسی صدر

رجعت صدر

روزشمار بازگشت امام موسی صدر

رجعت صدر

همه روزهایی را که نبوده ای می شمارند،
من روزهایی که به بازگشتت مانده...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حاشیه نوشت:
هرگونه کپی برداری و نشر مطالب این وبلاگ
در راستای آشنایی با سیره و نشر افکار
امام موسی صدر(أعاده الله)
آزاد و موجب امتنان است!

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
پیوندها

۱۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ایران» ثبت شده است

 یَا فَارِجَ کُلِّ مَهْمُومٍ
ای دلگشای هر اندوهگین!


چرا امام صدر ربوده شد؟

علت این سرپوش گذاشتن چهل سالۀ جهان بر این جنایت مسلّم قذافی چیست؟

این سوال در کانون حوادثی قرار دارد که منطقه و دنیا شاهد آن است:

۰ نظر ۱۲ بازدید موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۵۱

يا كاشِفَ كُلِّ مَكْروب
ای برطرف کننده ی هر اندوه


گزارش محرمانه ساواک از آخرین حضور امام موسی صدر در ایران و ملاقات با علما در چهاردهم آذر ماه 1350،

در منزل برادرشان-آیت الله سید رضا صدر؛

از دفاع ایشان از سرهنگ قذافی در برابر بدگویی ها خبر می دهد.

ایشان اظهار می دارند؛

«قذافی اگر چه در کارها عجول است و شلوغ کاری می کند، اما این از جوانی و بی تجربگی او است.

متدین و نمازخوان است.»

امام و کلنل

جلد اول کتاب «آن سفرکرده»؛ یاران امام به روایت ساواک-ص 280

۰ نظر ۱۳ بازدید موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۳۰

باسمِکَ يَا نافِع
به نام تو؛ ای سود رساننده!


توصیه های امام موسی صدر به نخبگان یک جامعه

نسخه ای برای روزهای تلخ؛

محاصره

تحریم

جنگ

گرانی

فقر و محرومیت

؛ خشکسالی

و هر مشکلی که می تواند یک جامعه را دچار بحران کند؛

نوشدارویی برای تمام آزادگان جهان!

التغییر!



دریافت
عنوان: التغییر
حجم: 17.8 مگابایت
بخشی از سخنرانی امام موسی صدر به زبان عربی در مراسم چهلم دکتر علی شریعتی

سالن عاملیه
مدت زمان: 7 دقیقه 12 ثانیه

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
برای شرح کامل مکتوب فارسی سخنرانی امام موسی صدر می توانید به کتاب ادیان در خدمت انسان؛ "مقاله مبارز کیست؟" مراجعه کنید.

صوت فارسی ضبط شده امام موسی صدر برای مخاطبان ایرانی در ادامه مطلب...

۱ نظر ۴۷ بازدید موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۲۵

یا ذالعــِزِّ و البَقاء
ای صاحب عزت و بقاء


آن روز را شاید هیچ کس به خاطر نداشته باشد

ساعت 6 و 30 دقیقه بامداد 18 آذرماه 1360

هواپیمای مسافربری بویینگ 727 لیبی، که از روز گذشته رم و بیروت را با جنجال بین المللی رو به رو کرده بود، روی باند فرودگاه مهرآباد تهران نشست.

فرمانده هواپیماربایان که در پیامی رادیویی در صدای لبنان، خود را حمزه معرفی کرده بود...
نجیبانه و بی ادعا تنها چهار درخواست در تهران مطرح کرد:

- به ما و مسافران غذا بدهید.

- جریان ربوده شدن امام صدر را مجددا برای امام خمینی شرح بدهید.

- هیئتی برای آزادی امام موسی صدر تشکیل بدهید.

- به ما اجازه بدهید یک پیام به ملت ایران بدهیم.

همین...

همه ی خواسته ی یک هواپیما ربا همین بود....آزادی امام موسی صدر!

عقل حمیهعقل سلمان حمیة، جوان 27ساله لبنانی، فرمانده أمل، به خاطر آزادی امامش... بازپس گیری عزت شیعه ...

اسارت و شهادت را به جان خرید، تا بتواند یک بار دیگر امام محرومان را ببیند و صدایش را بشنود.

به همین ترتیب رکورد هواپیماربایی دنیا با ربودن 6 هواپیما که همه مبدا یا مقصدی به یکی از کشورهای لبنان، ایران، ایتالیا، لیبی یا اردن داشتند، به خاطر آزادی امام محرومان شکست؛ گروه هفت نفرۀ جوانان أمل، هواپیماها را می ربودند، به کشورهای مختلف پرواز می کردند، پیام مظلومیت امام اسیر شیعیان را در گوش خوابزدگان فریاد می کردند و ... بعد...

بی آن که به مسافران و کادر پروازی صدمه ای وارد کنند، همه را آزاد و خود را تسلیم می کردند...
تا به قذافی و همۀ گروگان گیران عالم بگویند؛ رسم جوانمردی و ایمان و مقاومت را چگونه از امام خود آموخته اند؟

که:  «آزادی جز به آزادی پاس داشته نمی شود.»
که اگر امامشان در اسارت است، آن ها نیز بند و زندان را به آزادی ترجیح می دهند.
---------------------------------------------------

دیروز...
فرمانده قهرمان أمل،
همان که در نبرد طیبه و شلعبون پا به پای چمران در جنوب لبنان مبارزه کرده بود....
همان که نام فرزندش را چمران گذاشته بود تا مردم لبنان او را ابوشمران بنامند...
همان که چمران را حتی در مرزهای ایران و عراق تنها رها نکرد...کسی که از دهلاویه تا فاو قدم به قدم با او برای دفاع از مردم جنوب ایران جنگید...
همان که در برابر حمله اسرائیل پایمردانه ایستاد، تا جنوب لبنان را از غاصبان پس بگیرد...

همان که با آخرین نفس هایش... آخرین تلاش هایش را برای آزادی امام صدر انجام داد و فرزند قذافی را تحویل دادگاه لبنان داد...
همان که آخرین سال های عمرش را، در عرسال برای دفاع از مرزهای لبنان در برابر تکفیری ها سپری کرد...

پاسدار امام خمینی در نوفل لوشاتوی پاریس...
با سابقه درخشان جهاد و مبارزه
در صبح دوازدهم بهمن ماه؛ در چهلمین سالروز فرود هواپیمای امام در فرودگاه مهرآباد...پرواز کرد و آسمانی شد.
پیکرش در خاک بقاع لبنان بعد از چهل سال مجاهدت خستگی ناپذیر و بی وقفه برای آزادی امام موسی صدر آرام گرفت،

نامش با همه گمنامی جاودانه شد... تا؛

دوباره در گوش ما فریاد بزند:

#برای_آزادی_او_چه_کرده_اید؟

عقل حمیه

مطلب مرتبط (عربی):
عقل حمية يوارى في الثرى وقد عزّ عليه قلة الوفاء: از شيخ عباس الجوهری

۱ نظر ۱۱۱ بازدید موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۶ ، ۰۰:۳۳

یَا ذَا الْمَنِّ وَ الْعَطَاءِ

ای صاحب بخشش و عطا


صدر-واژۀ هفتم

کوچۀ آقایون- در طول تاریخ کوچه های بسیاری در قم به این نام خوانده می‌شدند. این کوچه که به کوچه حرم نیز مشهور است، نام کوچه ای است در نزدیکی حرم حضرت معصومه (علیها سلام) در شهر مقدس قم.
خانۀ چهار عالم برجسته، آقایان؛ سید صدرالدّین صدر، سید محمّد حجّت کوه کمره ای، سیّد محمّد تقی خوانساری و سید محمّد باقر علوی، در این کوچه قرار داشت ... این کوچه در دوران زعامت حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی (از سوی حاج عباسقلی تبریزی از بازرگانان معروف و معتبر، به نمایندگی از جمعی از متدیّنین و خیّرین-احتمالا به صورت وقفی) به حوزۀ علمیّۀ قم واگذار شد، تا در اختیار اساتیدِ معتبر حوزه قرار گیرد، از همان زمان، مردم قم، این کوچه را به نام "کوچۀ آقایون" شناختند.*  کوچه ای که شاهد دویدن ها، قد کشیدن ها و بالیدن های امام سید موسی صدر بود.

Aqayan Alley- Syeds Alley-Historically many Alleys in The city of Qom Called as this name, means  “Aqayan Alley”. But this Alley in the holy city of Qom-Iran, near the Shrine of Hazrat Masumeh (PBUH Hi), where 4 distinguished scholars of Religious School of Qom: Syed Sadreddin Alsadr , Syed Mohammad Hojjat, Syed Mohammad Taqi  Khansari, Syed Mohammad Baqer Alavi,  lived in. The houses of this alley was endowed by a number of Merchants for residence of Islamic school teachers.

This Alley observed Syed Mousa Sadr growth: his runs, his glories, and his improvements.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
*پینوشت: بنابر اطلاعات مدیر وبسایت امام صدر نیوز _ این احتمال وجود دارد که بازرگان یاد شده، مرحوم عباسقلی اسلامبولچی تبریزی پدر مرحوم مهندس بازرگان باشند که در آرامگاه آن سوی رودخانه‌ی قم (آرامگاه بیات) و سر کوی حرم نما دفن هستند.

مطالب مرتبط:
برای اطلاعات بیشتر از کوچه آقایان و ارتباط آن با زندگی امام موسی صدر می توانید کتاب "من و آقا موسی" خاطرات مرحوم آیت الله جلیلی را مطالعه بفرمایید.

۰ نظر ۱۴۶ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۶ ، ۱۸:۳۸

یا باعث البرایا


قم یا مشهد فرقی نمی کرد...

دهۀ اول محرم، در حیاط منزلشان خیمه ی روضه ی اباعبدالله ع برپا بود.امام موسی صدر

بعد از نماز مغرب و عشا ...

حضرت آیت الله...

با لباس مرتب و عبا و عمامه می‌ایستادند در آستانه ی در تا به استقبال میهمانان بروند.

وقتی منبر و روضه شروع می‌شد روی‌‌‌ همان پله ها می نشستند.

شب عاشورا و شب یازدهم در مشهد خودشان منبر می‌رفتند و روضه می خواندند.

روی پله سوم یا چهارم منبر می‌ایستادند ... عمامه‌ را زمین می‌گذاشتند... آستین‌هایشان را بالا می‌زدند و با حالت عزا و پریشانی، مصائب حضرت امام حسین (ع) را می‌گفتند و خودشان هم همراه عزاداران گریه می‌کردند....

بعد از روضه؛ باز ... می‌ایستادند در آستانه ی در تا افراد را مشایعت کنند.

این ها برداشتی از خاطره ی روضه خوانی های آیت الله سیدصدرالدین صدر به روایت طاهره خانم صدر -یکی از هفت خواهر امام- از خانه ای است که امام موسی صدر در آن رشد کرده و بالیده اند.

اشارتی کوچک از این که بدانیم: آب حیات روضه ی حسین علیه السلام با انسان ها چه می کند؟

مطالب مرتبط: پدر بودن حسین(ع)

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دعانوشت: ای برانگیزاننده مردمان! این آب حیات را از ما دریغ مدار.

۱ نظر ۱۱۲ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۶ ، ۲۱:۴۲

یا سامع الشّکایا


و ...

روایت خصوصی سوم

۰ نظر ۱۳۷ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۱۸

 یا قاضی المنایا


آن یار کزو خانه ی ما جای پری بود ...

سه روایت خصوصی...

۰ نظر ۱۱۲ بازدید موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۲۰

یا رازِق َ البَرایا


و خداوندِ منّان،
بر ما، و بر سرزمینِ ما منّت نهاد، ما را شایستۀ برتری و بزرگی دانست!

سرزمین ما را تنها کشورِ اسلامیِ مردم نهادِ دنیا قرار داد!

نعمت و رحمتِ آرامش و امنیّت را بر وطن ما ارزانی داشت!

ما را از بلای خانمان سوزِ جنگ... و قحط سالی، در امان نگاه داشت!
حاکمیتمان را از آنِ دانایان و مؤمنان قرار داد!
دشمنانمان را نا امید ساخت! دوستانمان را شاد کرد!

باشد که شکرِ این نعمت را به جای آوریم...

بندگی اش را گردن نهیم! تا از بندِ بندگی هر آن چه غیر اوست آزاد و رها باشیم!

سرزمین ما ایران

۵ نظر ۲۰۰ بازدید موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۶:۴۷

یا واهِبَ الهـَدایا


امام موسی صدر

اولین نشانه های بهار، بادهای تند و پرهیاهو هستند؛ بادهایی که با همه ی بادها فرق می کنند، بادهایی که با بادهای خشن و پرسوز پاییز؛ که برگ ها را می ریزند و شاخه ها را می‌شکنند و طوفان به راه می‌اندازند، متفاوتند.
بادهایی که مثل باد زمستان، سوز سرمای استخوان سوز ندارند. بادهایی که حتی با باد صبا، باد کوهستان، بادهای ساحلی ملایم هم فرق می کنند.

بادهای بهار، زمین را زیر و رو می کنند، گرد و غبارهای حیاط و باغ و باغچه ... پشت بام و خانه و محله را با خودشان می برند... خارهای خشک صحرا را از جا در می آورند....
و به جای آن ابرها را در آسمان به حرکت وامیدارند... بازی نور و سایه به راه می اندازند... رگبارهای باشکوه ... رعدهای عظیم و تحسین برانگیز.... رنگین کمان... جوانه های شاداب و نورسیده.... گلبرگ-بارانِ شکوفه های گیلاس...

و در نهایت بهار...

بادهای بهار، مژده ی نو شدن و تازه شدن می دهند.... عطر اقاقی ها و شب بو ها و محبوب شب ها را طوری در شهر، پخش می کنند...تا گل ها، فقط از آنِ یک درخت، فقط از آنِ یک دیوار، یک خانه، یک کوچه، یک محله نباشد... که همه ی عالم، از آن استشمام کنند... تا همه از بهـــــــــــــار سهمی ببرند.

****

از قدیم الأیام... در حوزه ی علمیه...رسم بر این نبود، که استاد، به دنبال طلبه باشد!
 آداب و سنت همیشه بر این بوده و هست... که طلبه باید طالب علم باشد! او باید به دنبال استاد باشد... او باید احوالپرس استاد باشد...طلبه است، که به دنبال استاد و بهره بردن از علم و اخلاق و سیره ی او، استاد را پای منبر و در کلاس درس و در نماز جماعت همراهی می کند و به او اقتدا می کند.
در حوزه ی علمیه، رسم بر این نبوده و نیست که علمای بزرگ، حجره به حجره و ایوان به ایوان... در مَدرَس قدم بزنند و به طلبه های جوان سر بزند... از حالشان، بپرسند... تا چه رسد به این که در احوال و کردارشان، دقیق شوند یا به حجره ای وارد شوند و با شاگردی گفتگو کنند!

اما ... صبح یک روز...

۱ نظر ۱۸۸ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۶ ، ۱۹:۳۵

یا مَن قامتِ السّمواتُ بأمره


صدرـواژۀ ششم

خلیج مطلق- ابتکار سیاسی امام موسی صدر در نام گذاری خلیج فارس با عنوان "خلیج مطلق" در مصاحبه ها و سخنرانی های بین المللی، برای پایان دادن به اختلافات میان ایران و عرب!

Independent Gulf: Diplomatic invention of Imam Mousa Sadr to solve political conflict between Iran & Arabs about the name of "Persian Gulf".
He used: "Mutlaq Gulf"- "Independent Gulf"- instead of any other names in his international lectures and interviews.

شارع الخلیج الفارسی

ماجرا از یک سوء تفاهم ساده –و شاید عامدانه- شروع شد؛ ....

۹ نظر ۳۹۴ بازدید موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۴۰

یا من ذلَّ کلُّ شئ لعزّته


بعضی از آدم ها انگار که همۀ عمرشان سوار تابند...روی تاب به دنیا می آیند...بعد روزگار...هــِی بالا و پایینشان می کند... و با هر تابی قلبشان را هم بیشتر بالا و پایین می کند...
بعضی از آدم ها هیچ وقت...هیچ جا، روی زمین بند نیستند...یعنی پابند ِاین زمین نیستند!...

درست مثل تولد و مرگ یک پروانه!

سید احمد خمینی

۱ نظر ۲۹۷ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۲۹

باسمک یا مستعان


یادش بخیـــــــــر!

آن روزها....

           که ما....

                    همه....

خرابات نشین یک آستان بودیم...

جماران

منتهای قلّۀ قاف عشقمان.... به پایین همین پله ها خلاصه می شد...
در زیر سایۀ آن ایوان....
از پایین همین پله ها... دستمان از سدرة المنتهای بهشت میوه می چید...

یادش بخیـــــــــــــــر!

"من" نبود... "تو" نبود...
اصلاً انگار یکدیگر را نمی دیدیم!
آخر...آن که چشم به لاجورد آسمان دوخته، و در پی زیارت تلألؤ خورشید است،دل کنده از زمین و زمان!

با همۀ بلند پریدن ها ...
هیچکس دیگران را از بالا نگاه نمی کرد...
اگر عقاب تیز پروازی، سر به زیر بود،
 یا از شرم حضور آفتاب، چشم به زمین دوخته بود،
یا در پی گرفتن دست افتاده ای... در راه مانده ای... جا مانده ای...!


آه ای رفیق سال های دور!
برادر سابق!
کاش می دانستی! این "من و تو"ی لعنتی، چقدر راحت میان "ما" فاصله انداخت!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
آرزو نوشت: کاش زمستان هر سال، در جشن بهار، به جای میدان آزادی، در همین خانه کوچک جمع می شدیم! بی دغدغه این که هوا، بس ناجوانمردانه سرد است....جمعیت زیاد است ....حسینیه کوچک است ...جایمان تنگ است.... کفش هایمان گم می شود ...
 دلخوش می کردیم به معجزه های بی دلیل.
کاش نشانی، آن خانه هنوز یادمان باشد!

نجوا نوشت: ما به فرعونی ترین قصر آمدیم........ما به بی موساترین عصر آمدیم....
ای خدا آواز ده خورشید را........بین ما تقسیم کن توحید را! (احمد عزیزی)

۰ نظر ۳۳۵ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۰۰

باسمک یا سبحان


مقالۀ «ندای پیامبران» به قلم امام موسی صدر تنها دو روز پیش از ناپدید شدن امام در لیبی در روزنامۀ لوموند فرانسه به چاپ رسیدــــ مقاله ای که آشکارا خط مشی امام موسی صدر را در حمایت از انقلاب ایران نمایان می کرد و شبهه ای برای ربایندگان امام باقی نمی گذاشت!

امام در این مقاله نوشته اند:
«نهضت مردم ایران با تمامی حرکت های مشابه خود در جهان تفاوت دارد؛ زیرا چشم انداز جدیدی فراروی تمدن بشری قرار داده است...
نهضت مردم ایران به رغم گستردگی آن و به رغم اتهاماتی که رژیم بر آن وارد می کند، از گرایش ها، تبارها، اهداف و اخلاقیات اصیل و والایی برخوردار است.»
امام موسی صدر با تأکید بر این که انقلاب اسلامی ایران، اصیل، خوداتکا و خودباور است و به هیچ یک از جریانات شرقی و غربی وابسته نیست متذکر شده اند:
«... هیچ یک از نیروهای چپ و راست، به این اعتبار که نماینده یکی از دو قطب جهان هستند، کمترین تأثیری بر این نهضت ندارند...»
ایشان تفاوت مهم این انقلاب را با انقلاب های مشابه "غیر مسلحانه بودن و گستردگی آن" می دانند:
« این ملت به رغم این که سلاحی در دست ندارد، با خون خود، قهرمانانه مبارزه می کند و قدرتی شکست ناپذیر ایجاد می کند.»
«انقلابیون ایران به هیچ طبقه خاص اجتماعی منحصر نیستند، بلکه از همه ایران برخاسته اند: دانشجویان، کارگران، تحصیلکردگان، روحانیان و… همه و همه در این انقلاب حضور دارند. ملت ایران با همه نسل های مختلف خود در این نهضت شرکت جسته است. بازار، مدارس، مساجد، شهرها و حتی کوچک ترین روستاها در این نهضت مشارکت دارند.»
امام صدر با تمجید از حضرت امام خمینی می نویسند:
«خاستگاه این حرکت و ایمان و آرمان آن همان اهداف بیکران انسان، اخلاقی و انقلابی است. موجی که امروز ایران را در مینوردد، بیش از هر چیز ندای پیامبران را در اذهان انسان ها تداعی می کند.»

ایشان در مقالۀ "ندای پیامبران" روش های بدوی و ارتجاعی حکومت شاهنشاهی را در سرکوب و سلب آزادی ملت ایران محکوم می کنند و وجدان آزادگان جهان را به سوی ظلم و خونریزی های بی امان شاه متوجه می سازند:
«قتل عام هایی که هم اکنون در ایران جریان دارد و رژیم تلاش دارد بر آن ها سرپوش گذارد، هشداری به انسان معاصر، به وجدان و به احساس مسؤولیت اوست. شایسته است که انسان ها تصویر واقعی این کشتارها و سرکوبگری ها را به جهانیان عرضه بدارند و ضمن چنین خدمتی، بیزاری خود را از این اعمال نمایان سازند.»

-------------------------------------------------------------------------------------------
بیشتر بخوانید:

- روایت انقلاب اسلامی به قلم امام موسی صدر
- پیش بینی امام موسی صدر هفت سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران از زبان حسنین هیکل:
امام موسی صدر برای مبارزان ایران، گذرنامه های مستعار می گرفت...می گفت: " این انقلاب بی‌گمان شاه را ـ اگر سرِ عقل نیاید ـ سرنگون خواهد کرد..."
- دستور شاه برای توزیع جزوه و سیاه نمایی علیه امام موسی صدر
- تشکیل کمیسیون مبارزه با امام موسی صدر در ساواک به پیشنهاد منصور قدر سفیر شاه در لبنان
- اعتراف ساواک به تحرکات انقلابی امام موسی صدر پس از ربودن ایشان
-اعتراض ساواک به انتشار مصاحبه امام موسی صدر در روزنامۀ رستاخیز

 

۲ نظر ۳۴۲ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۰۰

باسمک یا غفران


می فرمایند:
«ما به سوگند خود بر دفاع از مظلوم ــ هر که باشد ‌ـ در برابر ستمگر ـ‌هر اندازه قدرت داشته باشد‌ـ پایبندیم.»

پس از حادثه 15خرداد 1342، و دستگیری امام خمینی(ره)، امام موسی صدر تماس‌هایی با علمای بزرگ برقرار کردند و در محافل مختلف بین المللی موضوع بازداشت ایشان را مطرح کردند:
امام صدر در سفری پنج روزه به دعوت واتیکان، موضوع دستگیری امام خمینی در ایران و مواضع علما و حکومت ایران را در مراسم تاجگذاری پاپ ژان پل ششم برای مقامات واتیکان تشریح کردند. 

پس از آن، امام صدر سفر خود را به سوییس، فرانسه، بلژیک، اسپانیا، الجزایر و مراکش ادامه دادند...در این سفرها با شخصیت های مهم تماس گرفتند و روزنامه های مهم جهان و فعالان اجتماعی ژنو ،هامبورگ ، پاریس ، بُن و دیگر مناطق را از موضوع دستگیری امام خمینی آگاه کردند.
پس از آن بود که ساواک امضای سید موسی صدر را پای تلگراف علمای نجف برای آزادی امام خمینی(ره) دید و دانست که پرونده سید موسی صدر، پرونده ای عادی و معمولی نیست.
این تلاش ها تا آنجا ادامه یافت که آیت‌الله خویی، مرجع بزرگ شیعیان جهان، در این خصوص فرمودند: «سفر سید موسی [صدر] نقش اساسی در آزادی سید خمینی داشت.»

هشت سال بعد، امام‌ موسی‌ صدر، در زمستان 1350 بر اساس‌ تقاضای‌ مراجع‌ وقت، دربارۀ‌ برخی‌ زندانیان‌ سیاسی‌ با شاه‌ گفتگو نمودند، که‌ در نتیجه آن، بعضی‌ از مبارزان از جمله‌ حجت‌ الاسلام‌ و المسلمین‌ هاشمی‌ رفسنجانی، از زندان‌ آزاد شدند.

امام و انقلاب

۰ نظر ۳۷۷ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۵۷

باسمک یا رضوان


طلبۀ جوان، از زیر ساباط قدیمی گذشت...خرامان خرامان گذر را رد کرد و ابتدای کوچۀ آقایون ایستاد... با نگاه خاکستری ژرفی به رقصِ پرچم های سیاه خیره شد و به فکر فرو رفت... سوز سرد بهمن ، زودتر از هر سال، در کوچه های کاهگلی، وزیدن گرفته بود... باد در کوچه غوغا کرد ... در عبای موسی پیچید و حتی به اندازۀ یک آه کشیدن، به او مهلت نداد....سید موسی به خود لرزید...سرش را در گریبان قبا فرو برد،عمامۀ مشکی اش را روی سرش مرتب کرد، عبای پشمینش را محکمتر گرفت تا بازیچۀ دست باد نشود و با گام های استوار راه خانه را در پیش گرفت...

یاس های کبود

۱ نظر ۲۷۵ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۴ ، ۱۲:۳۹

یا من عنده أمّ الکتاب


صدر-واژۀ سوم

آیاتِ ثلاث: عنوانی است که در سال های 1315 تا 1323 ه. ش. به سه تن از مراجع تقلیدِ شیعه؛ آیاتِ عظام؛ سید صدر الدّین صدر، سیّد محمّد حجّت کوه کمره ای، و سیّد محمّد تقی خوانساری داده شد.
پس از در گذشتِ آیة الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزۀ علمیّۀ قم در سال 1315 ه.ش. تواضع  و فروتنی خاضعانۀ سه تن از علمای تراز اول، سبب شد که هیچ کدام به طور رسمی ریاست حوزۀ علمیّه، و زعامت جامعۀ شیعه را بر عهده نگیرند.
حاصل این آزاد اندیشی، که چراغ آن را آیة الله سید صدر الدّین صدر روشن کرده بودند؛ اتّحاد، صمیمیت و همکاری کم سابقه ای در تاریخ روحانیّتِ تشیّع  بود. این همفکری و یکرنگی علماء، تحولّات فکری و اجتماعی مهمّی در حوزه و طلّابِ علوم دینی ایجاد کرد. اهمّیت این همبستگی و کار جمعی، زمانی مشخص می شود، که بدانیم این دورۀ هشت ساله، در اوج اقداماتِ ضد دینیِ پهلوی اول، و تضعیف روحانیّت بود. حاصلِ تلاش مستمر و پی گیرِ آیاتِ ثلاث، برای تقویت حوزۀ علمیّه و نهاد روحانیت، در دوره های بعد، نه فقط در ایران، بلکه در خیزش فکری نجف و لبنان هم تاثیر فراوان داشت.

آن روزها، سیّد موسی صدرِ هشت ساله از دستخط های پدر، همدلی و کار جمعی و اتّحاد را مشق می کرد. سال هایی که در اندیشه های او برای ساختن لبنانی متحد و به دور از اختلاف و آشوب، بی تأثیر نبود!

سال 1323ه.ش. با هجرت آیة الله سیّد حسین طباطبایی بروجردی، مرجعیّت جهانِ تشیّع و ریاست حوزۀ علمیّۀ قــــــــــم، به ایشان تنفیذ شد.

Ayat Thalath-Triple Verses- Three of the Shia clerics, Grand Ayatollahs: Syed Sadreddin Alsadr, Syed Mohammad Hojjat, Syed Mohammad Taqi Khansari. After demise of Ayatollah Hayeri Yazdi, they took over Management the Qom Religious School with each other in 1936 to 1944.
Their unity and co-management s caused evolution and progression of Qom Religious School.

مطالب مرتبط:

مراجع ثلاث در ویکی شیعه

ارتباط حضرت امام خمینی (ره) با آیات ثلاث

امام موسی صدر در کنار پدرشان آیت الله سید صدرالدین صدر(ره)

۰ نظر ۳۰۸ بازدید موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۴ ، ۲۳:۳۳

یا خیر الحامدین


صدر-واژه دوم

محلّه چهارمردان-

محلّه ای قدیمی در شهر مقدس قم، که امام موسی صدر در سال 1307 هجری شمسی در آن دیده به جهان گشود.

فاصله تا حرم مطهر حضرت معصومه (س): حدود 3 کیلومتر-9 دقیقه

Chaharmardan Neighborhood- An old neighborhood, In the Holy city of Qom, In Iran, In which Imam Mousa Sadr was born, in 1928.

محله چهارمردانحرم حضرت معصومه (س)حرم فعلی حضرت فاطمه معصومه (س)

۱ نظر ۴۹۲ بازدید موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۴۰

یا خیر الفاتحین


کسی نمی تواند منکر باشد که مردم لیبی در زمان قذافی از نظر معیشتی مثل بسیاری از کشورهای عربی، در رفاه بودند: قذافی چشم و گوش و قلب مردم سرزمینش را گرفت و در ازای آن آب و برق مجانی داد...بهره بانکی صفر درصد...پرداخت 60 هزار دلار هزینه مسکن برای زوج‌های جوان، آموزش و پرورش رایگان، بنزین بسیار ارزان و... امتیازات اقتصادی بی شماری که در جهان کم نظیر است!
اما این معامله؛معامله خوبی نبود....

امام موسی صدردر قبال این رفاه و آسایش، قذافی مردم لیبی را طوری تربیت کرد، که از اوضاع و احوال جهان اطراف خود بی اطلاع بودند، یا آن طوری خبر داشتند که قذافی می خواست....مردم موظف بودند کتاب سبز قذافی را مثل یک کتاب مقدس بدانند و بخوانند! بسیاری از مردم بادیه نشین لیبی، حتی نام امام موسی صدر را نشنیده بودند، تا بخواهند برای آزادی او تلاش کنند. نخبگان لیبیایی حق خروج و پناهندگی به سایر کشورها را نداشتند، و گاهاً پیش آمده بود که افرادی پیش از چنین اقدامی توسط نیروهای ویژه قذافی، به جرم خیانت به لیبی، بازداشت، اعدام یا در کشور مقصد ترور شده بودند!
زندان های رژیم لیبی در تمام این سال ها پر بود از آزادگانی که با اتهام مخالفت با افکار پوسیده و عقاید نامفهوم قذافی بازداشت شده بودند. زندانیانی که ناگهان ناپدید شده بودند! و سال ها کسی از آن ها خبر نداشت!
در کنار این ها، سخنان بی ربط رفتارهای عجیب و دور از نزاکت قذافی در مجامع بین المللی، آبرویی برای مردم لیبی باقی نگذاشت: این که رئیس یا نمایندۀ کشوری به وسعت لیبی ناگهان به مجالس و نشست ها وارد شود، ناگهان وسط سخنرانی دیگر رؤسا بپرد و حرف آن ها را قطع کند. هر وقت احساس خودکم بینی کند، بلند شود و خود را امیرالمؤمنین و امام المسلمین و شاه شاهان بخواند! یا کشور مقابل را با بدترین اهانت ها و توهین ها، در برابر دوربین ها به تمسخر بکشد. سیگار برگش را روشن کند و اجلاس سران عرب را با دودی غلیظ، تیره و تار کند. یا هر وقت دلش بخواهد چرت بزند! یا جلسه را ترک کند!
عبای عربی گرانقیمتش را به طرز مضحکی روی لباس نظامی اش به تن کند، حرف های بی سر و ته و نامربوط بزند یا این که در سخنرانی رسمی در برابر دیدگان همۀ کشورهای متمدن جهان، منشور سازمان ملل را به سمت هیئت رئیسه پرت کند! دیکتاتوری که همۀ کشورهای جهان از ترس عکس العمل های غیرقابل پیش بینی یا ثروت فراوانش دست-بوس و مطیع و فرمانبردارش باشند، ولی در دل مرگ و نابودی اش را بخواهند!
مخلوق بی فکر و خودباخته ای، که حق میزبانی و میهمانی را نداند و نجیب ترین و شریف ترین متفکران عصر حاضر را سی و چند سال، بدون هیچ اتهامی به بند بکشد و جهانی را به آشوب و فتنه بکشاند.
حقیقتاً....آیا آن رفاه و آسایش، ارزش این سطح وسیع از بی آبرویی و غفلت و جهل ....این اسارت چهل ساله را داشت؟
طبعاً پاسخ منفی است!
 و من این روزها...

حداقل این هفته که هفتۀ دولت است...
در این تردیدم که آیا می شود میان زندگی در رفاه و آسایش در زندانی به وسعت لیبی و زندگی در ایرانِ تحریم شدۀ آزاد و متمدن، انتخاب کرد؟

دکتر سید حسن قاضی زاده هاشمی-وزیر بهداشتبه راستی زندگی در سرزمین آزاد و مقاومی که سی و هفت سال با همۀ تحریم ها و جنگ ها و سختی ها.... با همۀ کمبودها و عقب نگه داشته شدن ها، اما با عزت و آبرو و افتخار....
ایستاده و برای واژه به واژه از حق اش
ذره ذره از خاکش
 قطره قطره خون داده و تکه تکه استخوان شکسته
چه قدر شکر دارد؟!

------------------------------------

پی نوشت:

در ایران، روز دولت، روز شهادت دولتمردانی است، که هرچند دولتشان چند ماهی بیشتر پایدار نبود، ولی نامشان، هنوز هم بعد از سی و چهار سال بر قلب محرومان ِ این سرزمین حک شده
در ایران روز دولت را نمی شود تبریک گفت، ولی می شود به همه دولتمردان این سال ها؛سال های سخت...خسته نباشید گفت.
همۀ آنانی که شب های تار و تیره، چشمشان نخفت تا ما آسوده چشم بر هم بگذاریم...پایشان از رفتن نماند تا ما اندکی بیشتر بیاساییم...مردانی که در جنگ و تحریم و تهدید سوختند ولی سرزمینمان را آباد ساختند

مردانی که پشت تریبون ها، فرهنگ و تمدن ایران را به رخ جهان کشیدند و مایۀ افتخار و مباهات ایرانیان شدند.

مردانی که با همۀ دردهایشان، با همۀ خستگی هایشان، پایداری کردند و ایستادند
مصاعب را صبورانه بر دوش کشیدند و مصائب را به جان خریدند؛ تا دشمن را...هر که هست...هر جا که هست...پشت سنگر یا پشت میز مذاکره...به زانو در آورند.

۲ نظر ۱۸۷ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۰۲