رجعت صدر

روزشمار بازگشت امام موسی صدر

رجعت صدر

روزشمار بازگشت امام موسی صدر

رجعت صدر

همه روزهایی را که نبوده ای می شمارند،
من روزهایی که به بازگشتت مانده...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حاشیه نوشت:
هرگونه کپی برداری و نشر مطالب این وبلاگ
در راستای آشنایی با سیره و نشر افکار
امام موسی صدر(أعاده الله)
آزاد و موجب امتنان است!

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
پیوندها

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سفرنامه حج» ثبت شده است

یا من خضعَ کلُ شئ ٍ لهـیبته


خانم الف. حاء. عزیز
سلام!

بنت الهدی صدر

۰ نظر ۲۱۰ بازدید موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۲۰

یا منشئ السحابِ الثقال


امسال با سکوت غم انگیز عید و رنج مسلمانان، تبریک، به نحو اسفباری ما را و عید ما را به تلخند گرفت!
همه دلخوشی ام این است که:  از این "کلّ عام" چند صباحی بیشتر باقی نمانده ....و  گمان نمی کنم منعی برای دعای " و أنتم من اهل الخیر" برای مسلمین و مسلمات وجود داشته باشد، که عید و غیر عید ندارد.
به راستی که چقدر فاصله غم و شادی ها، اشک و لبخند های این امت اندک است.
تنها به سادگی جا به جایی چند کلمه،

و جایگزینی چند واژه که به ناگاه «تبارک الله أیامکم» را مبدل کند به «عظّم الله أجورکم»

ایمان می آوریم که جز لفظ جلاله "الله" باقی نمی ماند:
«وَیبقَی وَجهُ رَبَّک ذوالجلالِ والاکرام.»

و فدیناه بذبح عظیم

ترجمه خطابه نماز عید قربان امام، بنا بود عیدیِ عید اضحی باشد.
غافل از این که فارغ از عید...این خطابه هم زخم است و هم مرهم...
هم نوشدارو است و هم نیشتر
که از امام موسی صدر، انتظاری هم جز این نیست: هر که زخمش بیش دردش بیشتر!

باید به سبب این سه روزی که بر ما به عزا مقدر شده، از ثبت خطابه امام چشم پوشی می کردم،
اما حقیقت این است که در این خطبه نشانی از شادمانی عید نیست! نمی دانم کدام عید؟ در کدام سال؟و چرا این همه غم؟ این همه رنج؟ این همه اندوه؟

کدام اضطرار امام را به ایراد چنین خطبه ای فراخوانده است؟
این قدر می دانم این خطبه امام موسی صدر، حرف هایی برای همه ما دارد، که بسیار با احوال این روزها و ایام تلخ ما سازگار است!
تلنگری است به همه ما...مایی که خیلی وقت ها خودمان را از دیگران جدا بافته می پنداریم و در دلمان به رنج دیگران...ذلت و ناکامی دیگران...هر کسی که هستند و هر جا که هستند...به قیمت عزیز شدن خودمان راضی می شویم!

حادثه ای که رخ داده بی شک اندوه بار و غم انگیز است ... از آن روزهایی که انسان با خودش فکر می کند که این بار امانت بنا نبود تا این حد...ناجوانمردانه! سنگین باشد...
این امتحان سخت...بنا نبود قربانی بگیرد
حالا ما مانده ایم و این همه درد...افسوس و حسرت کاری از پیش نمی برد...
تا بدانیم امتحان های بزرگتری از امتحان ابراهیم در پیش است: برادری ها و غمخواری ها اینجاست که خودنمایی می کند.

و کیست که نداند حادثه امروز دشمنان اسلام را که به خون مسلمین تشنه اند، چگونه شاد و مسرور ساخته و از مرگ مسلمانان و رنج دیگران و ننگ برادران چه مستانه قهقهه سر میدهند؟
«ولله عاقبة الأمور»...«والعاقبة للمتقین»

و پس از استرجاع ... و عرض تسلیت به ساحة امام زمان (روحی فداه)
ذکر همه شیعیان جز این نیست: «لا یوم کیومک یا أبا عبد الله»

۴ نظر ۲۷۹ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۴ ، ۰۱:۰۴

یا من له المُلک و الجلال


هر سال روز عرفه که می شود، زمین، عرفات می شود برای ما آدم ها...

هر سال بالهایمان جدا می شود...هبوط می کنیم...
گم می شویم... سرگشته می شویم...
حیران می شویم... گریان می شویم...

عرفات

هر سال آن حاضر پیدا را به چشم می بینیم و صدایش را می شنویم و نمی شناسیم...

هر سال تو می بخشی... در می گذری... پیدایم می کنی....نشانم می دهی...
لباس های آلودۀ سیاهمان را می گیری و لباس نوی سپید بر تنمان می کنی...

هر سال من بیشتر می فهمم نادانی هایم را...کودکی هایم را...گستاخی هایم را...

بیشتر بغض می کنم.... بیشتر غریب می شوم روی این کره خاکی
... و ... بیشتر دل می کَنم از بود و نبودها

من ....گمگشته...من سرگشته... من حیران... من نادان... من عاصی...

اما همین "میم و نون" بی مقداری که به نگاه تو "من" شده...

همین که روز عرفه با جلوۀ تو "من"ـی برایش نمی ماند و نیست می شود...
هر سال دارد هم نوا با حسین بن علی(ع) نام تو را به نام یوسفی گمگشته صدا می زند که:


یا مُقَیِــِّضَ الرَّکب ِ لِـیوسُفَ فِى البَلَدِ القَفرِ ...
ای برانگیزانندۀ کاروانیان برای نجات یوسف از بیابان!

بغض می کند که:

و مُخرِجَهُ منَ الجُبّ...ای خارج کنندۀ او از چاه....

اشک می ریزد که:
یارادَّهُ عَلى یَعقوب بعد ان ِ ابیَضـَّت عیناهُ منَ الحُزنِ فهوَ کَظیمٌ...
ای بازگردانندۀ او به یعقوب...

هر سال دارد التماست می کند:
یا کاشفَ الضـُّـرّ ِ وَالْبَلْوى عَن أیــّوبَ...
ای بر طرف کنندۀ غم و اندوه و ابتلاء از ایوب!

یا مَن أخرجَ یونـُسَ من بَطنِ الحـوت...

ای خارج کننده یونس از شکم ماهی....

هر سال دلش دارد فریاد می زند:

یا مُطلِقَ المُکَبــِّلِ الأسیر!

و تو کسی نیستی که کوچکترین زمزمۀ نیازی را بی جواب بگذاری!

اشک هایش را بشنو!

۰ نظر ۲۶۳ بازدید موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۴ ، ۰۵:۰۰

*یا من له القدرة و الکمال


و حسین بر او سلام...
آن روز در عرفات... در عرفه...

اولین کسی بود که نه فقط بر مظلومیت خود، که بر تمام مظلومانه های خاندان و یاران و شیعیانش
تا قیامت، روضه خواند و صبر طلبید و گریست...
اما هیچکس ندانست اولین روضه خوان عاشورا که بود؟

ماجرای  کربلا ...روضه های شیعه...
نه از کربلا...نه از عاشورا... که از عرفه شروع شد...از عرفات
از کنار همین کوه رحمت...زیر آسمان آبی خدا...
جبل الرحمة - صحرای عرفات
همان جا که حسین(ع) "إنّی أرغبٌ إلَیک وَ أشهَدُ بالرُّبوبیة ِ إلَیک" سر داد...

و شیعه از همین امروز...لباس سیاهش را بر تن کرد...
در همین امروزی که به خون مسلم بن عقیل سرخ شد:
بیرق های سیاهش را بیرون کشید
از همین امشبی که کودکان مسلم یتیم شدند،  کتیبه هایش را نوشت:

«برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند....اول صلا به سلسلهٔ انبیا زدند»


بر نخل هایش آئینه بست...علم هایش را بیرون کشید...
شیعه هیچوقت...منتظر محرم و عاشورا نمانده است....
و مرثیه های شیعه هیچگاه....منتظر روضه خوان ها نمانده است...

شیعه یاد گرفته حتی در گوشۀ یک اتاق تاریکِ بی پنجره، بی هیچ روضه و مرثیه ای ...
بی سایه سار هیچ تکیه و هیئتی...
بی هیچ علم و بیرق... سنج و دمام و زنجیری...
برای عالـَمی، روضه بخواند و سر درگریبان و بی صدا اشک بریزد...

۱ نظر ۱۹۳ بازدید موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۴ ، ۰۰:۰۰

یا من له العزة والجمال


... قافلۀ حسینی به مکه رسید و تا روز هشتم ذی الحجه در مکه ماند. در روز هشتم، یعنی یوم الترویه، امام حسین(علیه السلام) مکه را ترک کرد. چرا امام حسین(علیه السلام) در این زمان از مکه خارج شد؟

این اقدام امام اسبابی ظاهری و اسبابی پنهانی داشت. سبب ظاهری این بود که یزید گروهی را که زیر لباس احرام سلاح حمل می‏کردند، فرستاده بود تا هر کجا حسین(علیه السلام) را یافتند، خون او را بریزند، حتی اگر در خانه خدا باشد.

امام حسین(علیه السلام)، به رغم عظمت و ارزش و جایگاهی که نزد خداوند دارد، وسیله ای برای بزرگداشت و تکریم شعایر الهی و خانۀ خداست. از این‌ رو، حسین(علیه السلام) راضی نمی‏ شد که خونش در خانۀ خدا ریخته شود، تا مبادا این کار در تاریخ مسلمانان سنت شود و جرئت چنین کارهایی را پیدا کنند. این بود که ترجیح داد از مکه خارج شود تا اگر توطئه ای رخ داد و او را ترور کردند، این حادثه در بیرون مکه رخ داده باشد.

اما جنبۀ معنوی و پشت پردۀ ماجرا این بود که در روز ترویه، حجاج یا در مکه جمع شده اند و یا از هر طرف به سوی مکه می آیند. امام حسین(علیه السلام) وقتی از مکه بیرون آمد، جادۀ غدیر را به سوی جحفه در پیش گرفت. این تنها جادۀ منتهی به مکه بود و در غدیر، راه حجاج از یکدیگر جدا می‏ شد، یعنی راه مدینه، یمن، شام، مصر، عراق و...

بنابراین، همۀ حجاج از این مسیر رو به مکه می‏ آمدند و امام حسین‏(علیه السلام) از همان مسیر از مکه بیرون می‏ رفت. حجاجی که در مکه بودند، بیرون رفتن امام را دیدند و حجاجی که در حال آمدن به مکه بودند نیز امام را در حال خروج دیدند. این امر بسیار جلب توجه می‏کرد. حتی اگر یک کودک نیز از مکه خارج می شد، نظر کاروان حجاج را که در حال ورود بودند، جلب می کرد، چه رسد به قافلۀ بزرگ امام حسین(علیه السلام)...مردم با تعجب به این کاروان نگاه می کردند و می گفتند: سبحان الله! در روز ترویه که همه در مکه هستند و فردا می خواهند به عرفات بروند، چرا این قافله از مکه خارج می شود؟ این قافله برای کیست؟ حس کنجکاوی، مردم را بر آن می داشت که از ماجرا با خبر شوند. این بود که از یکدیگر می پرسیدند: این قافلۀ کیست؟ قافلۀ حسین است. حسین پسر دختر رسول خداست و گذشته از آن، یکی از اصحاب پیامبر به شمار می‏ آید. آنان نمی توانستند این اقدام امام حسین(علیه السلام) را تفسیر و توجیه کنند و از علت خروج امام سؤال می کردند. اما پس از سؤال کردن، بلافاصله به این نتیجه می‏ رسیدند که یزید توطئه چینی کرده و برای کشتن حسین(علیه السلام) نقشه کشیده است و چون امام حسین(علیه السلام) راضی به این اقدام نبوده، عزم خروج از مکه کرده است.

کاروان کربلا

به این ترتیب، امام حسین حملۀ تبلیغاتی بسیار مؤثری برای بیدارسازی مردم ترتیب داد، زیرا با این اقدام خود برای همۀ مردم و همۀ مسلمانان ثابت کرد که این خلیفه، نه به کعبه احترام می گذارد و نه به خون مسلمانان، نه به حرم الهی و نه به ماه‏های حرام. امام حسین(علیه السلام) با این کار و به طور خاص با این اقدام خود ثابت کرد که یزید از خط اسلام خارج شده و از مسیر امانت خدا و امت منحرف شده‏ است و بدین ترتیب، با این اقدامِ امام حسین(علیه السلام)، همه چیز برای عالم روشن شد.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
سخنرانی امام موسی صدر از کتاب مسیرة الامام السید موسی الصدر، ج 11، ص 268ـ276 /عنوان اصلی: إستقبال أیام الحج /مترجم: احمد ناظم

۰ نظر ۱۹۵ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۱۱

یا خیر المحسنین


اما ده روز نخست ماه ذی‏ الحجه که قرآن کریم آن را «ایام معدودات» [سورۀ مبارکۀ بقره-آیۀ شریفۀ 203] نامیده است، از بزرگ ترین ایام الله و از باعظمت ترین روزهای سال است. روزه داری در این روزها بسیار مستحب است، به جز در روز عید که همه می دانید. برای این روزها ذکر و نماز خاصی در بین نماز مغرب و عشا وجود دارد؛ این ذکر ما را به یاد داستان حضرت موسی(ع) می اندازد که [برای عبادت] به کوه طور رفت و به قومش وعده داد که پس از سی روز بازگردد، ولی خداوند برای امتحان مردم این سی روز را به چهل روز تبدیل کرد:

«وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیلَـة.» [سورۀ مبارکۀ اعراف-آیۀ شریفۀ 142]

بدین ترتیب، موسی چهل روز از خانواده و قوم خود دور ماند و این غیبت بهانه ای برای سوءاستفاده و فرصت طلبی برخی منحرفان شد و آنان به منحرف کردن مردم پرداختند. وقتی موسی بازگشت، با صحنه ای ناخوشایند روبه رو شد که داستان آن را می دانید.

تصویر ماهواره ای مسجد الحرامما این ده روز را که ایام مبارکی است، محترم می شماریم و با روزه گرفتن و نماز و پاکی زبان و توجه قلبی نسبت به کسانی که به حج رفته اند، به خداوند سبحان توسل می جوییم و امیدواریم که از این راه ثوابی ببریم، زیرا همان گونه که می دانید «کسی که به عمل قومی راضی باشد، از آنان است.» ما توفیق حج پیدا نکردیم، ولی قصد آن را داریم که اگر خداوند به ما توانایی و استطاعت عطا کند، به حج مشرّف شویم. اگر این روزها را محترم بشماریم و خود را در حج روحی بدانیم، پاداش حج را خواهیم دید. همان‌گونه که حاجی از خانه و اهل خود بریده و لباس و راحتی و هوای خود را کنار گذاشته است، ما نیز با روزه ‏گرفتن و نگه داشتن زبان و ایستادگی در برابر خواسته ها و هوس ها و خودداری از رفتار آزادانه همچون هر جای دیگر، باید از این امور دل بکنیم و در نتیجه، از فضل و رحمت خدا و ثواب حج بهرمند شویم.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سخنرانی امام موسی صدر از کتاب مسیرة الامام السید موسی الصدر، ج 11، ص 268ـ276 /عنوان اصلی: إستقبال أیام الحج /مترجم: احمد ناظم

*عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم....تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم: از مرحوم قیصر امین پور

ای بهترین نیکو کاران! ما را... دین و وطن ما را...آنچنان بساز که چون موسایمان بازگشت، شرمنده و سرافکنده نباشیم

مبادا بازندۀ این بازی قایم باشک، ما باشیم...که

نگاهبان دو دیده‌ست چشم دلداری                                            نگاه دار نظر، از رخ دگر یاری

هلا! مباد که چشمش به چشم تو نگرد!                                     درون چشم تو بیند خیال اغیاری

۰ نظر ۲۱۸ بازدید موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۴ ، ۲۱:۰۷

یا خیر المنزلین


او بزرگ، من کوچک...او بالا، من پایین... او نزدیک، من دور...او آسمان، من زمین... او دریا، من ماهی...

او خورشید، من شبنم...

او_ ایستاده بر بلندی های بلند مکّه، با آن لباس بلند سپید،

من_گمشده و غریب و نا آشنا، در این دنیای غریب و پر همهمه، در اضطراب و اضطرار پرتگاه های تاریک و هول انگیز

خانه دوست

و او درست مثل امامی راه آشنا،  دستم را می گیرد و از بلندی های کوه های سنگی و سخت، می کشد بالا. آن جایی که اولین بار پیامبری دل تنگ و دل شکسته، در دنیایی هزاران بار از دنیای من بی رحم تر، جاهلانه تر، آلوده تر سر بر ستاره باران آسمان مکه بلند کرده و اشک هایش، خداوند آسمان ها و زمین را صدا می زند...

۱ نظر ۲۱۶ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۴ ، ۱۸:۵۶