رجعت صدر

روزشمار بازگشت امام موسی صدر

رجعت صدر

روزشمار بازگشت امام موسی صدر

رجعت صدر

همه روزهایی را که نبوده ای می شمارند،
من روزهایی که به بازگشتت مانده...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حاشیه نوشت:
هرگونه کپی برداری و نشر مطالب این وبلاگ
در راستای آشنایی با سیره و نشر افکار
امام موسی صدر(أعاده الله)
آزاد و موجب امتنان است!

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
پیوندها

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «لیبی» ثبت شده است

یا خیر الحاکمین


علت این سرپوش گذاشتن سی و چند سالۀ جهان بر این جنایت مسلّم قذافی چیست؟

این سوال در کانون حوادثی قرار دارد که منطقه و دنیا شاهد آن است: 

- زیرا او در سرزمین محرومان – با تشکیل حرکة المحرومین- از آنان و سرزمینشان دفاع کرد؛ 

- زیرا او پیشگام وحدت و مروج همزیستی و مخالف فرقه گرایی و تکیه بر افتخارات فرقه ای بود. 

- زیرا او در مسجد‌ها و کلیسا‌ها برای مردم سخن می گفت و وقتی آنان را به خیابان فراخواند، قیام کردند. او زبان عبادت خداوند و عامل پیوند میان فرزندان یک میهن بود. 

- چون او نپذیرفت که در سنگر فتنه انگیزان باشد! او نخواست با حزب گرایی های کوته بینانه آتش اختلاف را میان مردم شعله ور کند و از این آتش تنور سیاست مداران را گرم سازد!

- او همه را به مخالفت با آنچه از خارج از لبنان دیکته می شد تا مردمِ یک میهن به روی همدیگر اسلحه بکشند، فرا می خواند.

- او می گفت: «فعالیت سیاسی و اجتماعی من بخشی از رسالت دینی و اسلامی من است.»

«پس در چنین اندیشه ای نمی توان مقدسات دینی را فدای بازی های کثیف سیاسی کرد!»

امام موسی صدر- زیرا او با اسکان دادن فلسطینیان در جنوب لبنان مخالفت می‌کرد. تا زمینه بازگشت فلسطینیان به سرزمین هایشان از دست نرود!

-‌ زیرا او یکی از بنیانگذاران انقلاب اسلامی ایران بود و از رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی در سطوح جهانی حمایت می کرد.

-‌ زیرا او منطق انورسادات دربارۀ حل مشکل فلسطین از طریق سازش و نزدیک سازی مسائل عربی و اسلامی را نپذیرفت. 

- زیرا او می خواست سد روانی میان مردم جنوب لبنان و دشمن صهیونیستی را حفظ کند؛
او در شرایطی بس پیچیده و در سایه برهم خوردن موازنه قدرت در برابر دشمن صهیونیستی مقاومت را به راه انداخت تا همگان چه در سطح رسمی و چه در سطح مردمی نقش خود را به عهده بگیرند. 

-‌ زیرا او می گفت: «شرافت قدس جز این نمی ‌پذیرد که به دست مومنانی شرافتمند آزاد شود.» 

- زیرا او هرگونه دیکته شدن از داخل و خارج را رد می‌کرد و می گفت: «هیچ کس نمی تواند برای من نقش تعیین کند. نقش من از سوی خدا و میهن تعیین شده است.» 

دشمنان این قامت استوار را دور کردند تا بتوانند به اهداف خود در زمینه سازش با اسراییل و شعله ور کردن جنگ داخلی در لبنان برسند، در حالی که امام صدر می گفت: «بهترین شکلِ جنگ با اسراییل، پایان دادن به جنگ داخلی در لبنان است.»

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

منبع نوشت: مقاله خلیل حمدان، عضو هیئت رئیسه جنبش أمل- سال 1392-هتل انقلاب تهران

و خداوند بهترین حکم کنندگان است!

۰ نظر ۱۹۵ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۴ ، ۱۹:۵۴

یا خیر الفاتحین


کسی نمی تواند منکر باشد که مردم لیبی در زمان قذافی از نظر معیشتی مثل بسیاری از کشورهای عربی، در رفاه بودند: قذافی چشم و گوش و قلب مردم سرزمینش را گرفت و در ازای آن آب و برق مجانی داد...بهره بانکی صفر درصد...پرداخت 60 هزار دلار هزینه مسکن برای زوج‌های جوان، آموزش و پرورش رایگان، بنزین بسیار ارزان و... امتیازات اقتصادی بی شماری که در جهان کم نظیر است!
اما این معامله؛معامله خوبی نبود....

امام موسی صدردر قبال این رفاه و آسایش، قذافی مردم لیبی را طوری تربیت کرد، که از اوضاع و احوال جهان اطراف خود بی اطلاع بودند، یا آن طوری خبر داشتند که قذافی می خواست....مردم موظف بودند کتاب سبز قذافی را مثل یک کتاب مقدس بدانند و بخوانند! بسیاری از مردم بادیه نشین لیبی، حتی نام امام موسی صدر را نشنیده بودند، تا بخواهند برای آزادی او تلاش کنند. نخبگان لیبیایی حق خروج و پناهندگی به سایر کشورها را نداشتند، و گاهاً پیش آمده بود که افرادی پیش از چنین اقدامی توسط نیروهای ویژه قذافی، به جرم خیانت به لیبی، بازداشت، اعدام یا در کشور مقصد ترور شده بودند!
زندان های رژیم لیبی در تمام این سال ها پر بود از آزادگانی که با اتهام مخالفت با افکار پوسیده و عقاید نامفهوم قذافی بازداشت شده بودند. زندانیانی که ناگهان ناپدید شده بودند! و سال ها کسی از آن ها خبر نداشت!
در کنار این ها، سخنان بی ربط رفتارهای عجیب و دور از نزاکت قذافی در مجامع بین المللی، آبرویی برای مردم لیبی باقی نگذاشت: این که رئیس یا نمایندۀ کشوری به وسعت لیبی ناگهان به مجالس و نشست ها وارد شود، ناگهان وسط سخنرانی دیگر رؤسا بپرد و حرف آن ها را قطع کند. هر وقت احساس خودکم بینی کند، بلند شود و خود را امیرالمؤمنین و امام المسلمین و شاه شاهان بخواند! یا کشور مقابل را با بدترین اهانت ها و توهین ها، در برابر دوربین ها به تمسخر بکشد. سیگار برگش را روشن کند و اجلاس سران عرب را با دودی غلیظ، تیره و تار کند. یا هر وقت دلش بخواهد چرت بزند! یا جلسه را ترک کند!
عبای عربی گرانقیمتش را به طرز مضحکی روی لباس نظامی اش به تن کند، حرف های بی سر و ته و نامربوط بزند یا این که در سخنرانی رسمی در برابر دیدگان همۀ کشورهای متمدن جهان، منشور سازمان ملل را به سمت هیئت رئیسه پرت کند! دیکتاتوری که همۀ کشورهای جهان از ترس عکس العمل های غیرقابل پیش بینی یا ثروت فراوانش دست-بوس و مطیع و فرمانبردارش باشند، ولی در دل مرگ و نابودی اش را بخواهند!
مخلوق بی فکر و خودباخته ای، که حق میزبانی و میهمانی را نداند و نجیب ترین و شریف ترین متفکران عصر حاضر را سی و چند سال، بدون هیچ اتهامی به بند بکشد و جهانی را به آشوب و فتنه بکشاند.
حقیقتاً....آیا آن رفاه و آسایش، ارزش این سطح وسیع از بی آبرویی و غفلت و جهل ....این اسارت چهل ساله را داشت؟
طبعاً پاسخ منفی است!
 و من این روزها...

حداقل این هفته که هفتۀ دولت است...
در این تردیدم که آیا می شود میان زندگی در رفاه و آسایش در زندانی به وسعت لیبی و زندگی در ایرانِ تحریم شدۀ آزاد و متمدن، انتخاب کرد؟

دکتر سید حسن قاضی زاده هاشمی-وزیر بهداشتبه راستی زندگی در سرزمین آزاد و مقاومی که سی و هفت سال با همۀ تحریم ها و جنگ ها و سختی ها.... با همۀ کمبودها و عقب نگه داشته شدن ها، اما با عزت و آبرو و افتخار....
ایستاده و برای واژه به واژه از حق اش
ذره ذره از خاکش
 قطره قطره خون داده و تکه تکه استخوان شکسته
چه قدر شکر دارد؟!

------------------------------------

پی نوشت:

در ایران، روز دولت، روز شهادت دولتمردانی است، که هرچند دولتشان چند ماهی بیشتر پایدار نبود، ولی نامشان، هنوز هم بعد از سی و چهار سال بر قلب محرومان ِ این سرزمین حک شده
در ایران روز دولت را نمی شود تبریک گفت، ولی می شود به همه دولتمردان این سال ها؛سال های سخت...خسته نباشید گفت.
همۀ آنانی که شب های تار و تیره، چشمشان نخفت تا ما آسوده چشم بر هم بگذاریم...پایشان از رفتن نماند تا ما اندکی بیشتر بیاساییم...مردانی که در جنگ و تحریم و تهدید سوختند ولی سرزمینمان را آباد ساختند

مردانی که پشت تریبون ها، فرهنگ و تمدن ایران را به رخ جهان کشیدند و مایۀ افتخار و مباهات ایرانیان شدند.

مردانی که با همۀ دردهایشان، با همۀ خستگی هایشان، پایداری کردند و ایستادند
مصاعب را صبورانه بر دوش کشیدند و مصائب را به جان خریدند؛ تا دشمن را...هر که هست...هر جا که هست...پشت سنگر یا پشت میز مذاکره...به زانو در آورند.

۲ نظر ۱۳۳ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۰۲

یا قابل التـوبات


مهندس مهدی فیروزان-داماد و خواهرزاده امام موسی صدر- شرح می دهند:

دلایل عقلی، فقهی و حقوقی زنده بودن امام موسی صدر

می گوید:

فرضیه شهادت امام موسی صدر مردود است!

اعتقاد به حیات امام موسی صدر منشأ احساسی و عاطفی دارد یا حاصل فرآیندی منطقی و عقلانی است؟
 اگر بتوانیم پاسخی مستدل برای این سؤال پیدا کنیم و با تشریک مساعی و تبادل نظر منطقی به جمع بندی درستی برسیم، وظیفۀ ما در برابر اصل پیگیری قضیۀ ربوده شدن امام موسی صدر روشن می ‌شود.

در این نوشته سعی بر این است که فقط اخبار و اطلاعات معتبر و مستند را بررسی کنیم و از تعریف و گمانه زنی به شدّت پرهیز کنیم.
بیاییم در ابتدا ثوابت و حقایق قطعی و تردید ناپذیر و خدشه ناپذیر را فهرست کنیم: 

1. سفر امام موسی صدر و دو همراه ایشان به لیبی قطعی است:
 امام موسی صدر، در تاریخ سوم شهریور ۱۳۵۷ (۲۵ اوت ۱۹۸۷) با پرواز هواپیمای خطوط هوایی لبنان، در سلامت کامل و با اختیار خود وارد طرابلس غرب شده‌اند و مورد استقبال رسمی  قرار گرفتند؛ 

2. امام موسی صدر بر اساس دعوت رسمی دولت لیبی بوده است و این حقیقت خدشه ناپذیر و حتمی است؛ پس ایشان و همراهانشان مهمان رسمی دولت کشوری بودند که عضو سازمان ملل است و قوانین و کنوانسیون‌های بین‌المللی را می شناسد و بدان پایبند است. 

3. واقعیت خدشه ناپذیر دیگر این است که ادعای دولت قذافی مبنی بر خروج امام موسی صدر از لیبی در تاریخ نهم شهریور ۱۳۵۷، با پرواز آلیتالیا به شمارۀ ۸۸۱دروغ است. پس واقعیت این است که طبق بیانیۀ رسمی دادستانی کل ایتالیا در تاریخ ۱۳۵۸/۲/۲۹، امام و همراهانش خاک لیبی را ترک نکرده‌اند و در تاریخ و با پروازی که لیبی ادعا کرده است، به ایتالیا وارد نشده‌اند. 

4. واقعیت تردید ناپذیر دیگر آن است که طبق اظهارات قذافی در سال ۲۰۰۲ و اظهارات متعدد مقاماتِ پس از انقلاب لیبی، امام موسی صدر در لیبی گرفتار بوده‌اند و هرگز از لیبی خارج نشده‌اند

 5. واقعیت دیگری که پس از پیروزی انقلاب لیبی و سقوط قذافی کشف و روشن شده این است که اطلاعات آشکار و پنهان منتشر شده، هیچ کدام دال بر شهادت امام موسی صدر نبوده است. صحبت بر سر اطلاعات است نه تحلیل و تفسیر و گمانه زنی.
در مورد امور حقوقی و به‌ویژه حیات انسان نمی ‌توان به تحلیل و گمانه زنی اتکا و اعتماد کرد، تنها حجت ما برای قضاوت و نتیجه گیری صرفاً باید خبر و اطلاعات مستند قابل اعتماد، از مجاری قابل اعتماد و استدلال پذیر باشد و با تمسک به تحلیل و تخمین و حتی قیاس با موارد مشابه نمی ‌توان به عدم حیات کسی رأی داد.

بنابراین، با توجه به ثوابت و مسلّمات و اسناد و اخبار مسلّم،
 از دیدگاه عقلی، فقهی، حقوقی و منطقی هر اعتقادی جز اعتقاد به حیات امام موسی صدر اعتبار ندارد و پذیرفتنی نیست.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مطالب مرتبط:

شرح کامل مقالۀ مهندس مهدی فیروزان: دلایل عقلی، فقهی و حقوقی زنده بودن امام موسی صدر
مصاحبه مهندس مهدی فیروزان با خبرگزاری شفقنا : فرضیۀ شهادت امام موسی صدر مردود است.

عنوان نوشت: شعری از حسین متولّیان؛
 اگر باز گردی این بارمعجزه ات ید بیضا نیست ! آیۀ نور با خود می آوری ... موسای کاظم باشی یا موسای عمران ... فرقی نمی کند. سرنوشت تو اسارت نیست... سرنوشت تو شکافتن نیل حتی نیست...

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دعانوشت: عیب ما آدم ها تنها در بدشکلی ظاهر و نقص عضوها نیست. تنها در کج خلقی و بددیدن ها نیست! حتی تنها در رذایل و گناهان پیدا و آشکار هم نیست! عیب خیلی از ما آدم ها این است که فریادهای بلند حقیقت را نمی شنویم و بر صدای بدآهنگ گوساله های سامری دلخوش می کنیم! عیب ما این است که بر نشانه هایی که خداوند در برابر چشمانمان قرار داده چشم فرو می بندیم، اما آنچه را با چشم خود ندیده ایم به یقین و باور می رسانیم!
پس! ای آشکار کنندۀ نشانه ها و پوشانندۀ عیب ها! چشمان مؤمنانت را چنان با حقایق هستی آشنا کن که فریب توهم و ریا بر دل هایشان سایه نیندازد و در ظلمت گمراهی ها چنان راهنمایمان باش که گام هایمان به بیراهه نرود!
عیب های ما را به رحمت بی کرانت بپوشان! یا ستّار العیوب!

۰ نظر ۱۱۷ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۴۸