رجعت صدر

روزشمار بازگشت امام موسی صدر

رجعت صدر

روزشمار بازگشت امام موسی صدر

رجعت صدر

همه روزهایی را که نبوده ای می شمارند،
من روزهایی که به بازگشتت مانده...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حاشیه نوشت:
هرگونه کپی برداری و نشر مطالب این وبلاگ
در راستای آشنایی با سیره و نشر افکار
امام موسی صدر(أعاده الله)
آزاد و موجب امتنان است!

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
پیوندها

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ابوحمزه» ثبت شده است

 یا رافِع الدّرجات


راز محاربۀ یهود با پیامبران در بدعتها و تحریف ها نهفته بود!

پیامبران دربارۀ خطر یهود به مردم هشدار می دادند!

حضرت مسیح (ع) می فرمود: «قدس را به سگ ها و خوک ها وامگذارید!»

منظور آن حضرت از کلمۀ "قدس" تنها شهر "بیت المقدس" نبود!

بلکه همۀ معانی قدس بود.

همان حضرت هنگامی که بازرگانان را و طلاسازان را و فروشندگان را از هیکل بیرون می راند،
به آنان می فرمود: «این خانۀ پدر من، جایگاه عبادت است که شما آن را تبدیل به لانۀ دزدان کرده اید.»

اکنون من می پرسم: اگر مسیح (ع) امروز در میان ما زندگی می کرد، چه می فرمود؟ آیا همین سخن را تکرار نمی کرد؟

مسیح
او می فرمود: «این خانۀ پدر من، جایگاه عبادت است، که شما آن را به لانه ای برای توطئه و دسیسه و پایگاهی برای استعمار و مکانی برای فساد و نافرمانی خدا و امثال آن تبدیل کرده اید.»

بنابراین انگیزه ای که مسیح(ع) را به جنگ با برخی از یهود وامیداشت، این نبود که او همچون یکی از ابنای انسان با انسانی دیگر دشمنی داشته باشد، بلکه آن حضرت از بشری بیزاری می جست که بر اثر عقاید مغشوش و خطرناک خود به جرثومۀ فساد تبدیل شده بود!
---------------------------------------------------------------------------------------------------
سخنرانی امام موسی صدر در جمع شخصیت های برجستۀ جهان اسلام-

روزنامۀ الحیاة مورخ 17/12/1968- 26 آذرماه 1347

رمضانیــّه: بِکَ عَرَفتک و أنتَ دَلَلتنی علیک و دَعَوتنی اِلیک...

خدایا من تو را با تو شناختم و تو مرا به سوی خودت راه نمودی و دعوت کردی! اگر تو نبودی، من از کجا تو را می شناختم؟

مرا در بیراهه ها و ظلمتکده ها، در حیرت ها و سرگشتگی ها تنها رها نکن!

۰ نظر ۱۱۴ بازدید موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۴ ، ۱۶:۱۳

یا سیّد السّادات


... می گویم: «تو خوشبختی. علی خوشبخت است! منصور خوشبخت بود.
موســــی هم خوشبخت بود.»

 

سایه دوباره می خندد و می گوید: «دربارۀ موسی کاملاً حق با تو ست. کسی که خداوند در بیست سورۀ قرآن درباره اش حرف زده باشه و صـد و سی و شـش بار اسمش رو تلفظ کرده باشه، حتماً آدم خوش بختیه.
کسی که به قول خودت تنها انسانی است که صدایِ خدا رو شنیده، حتماً خوشبخته.»

...

احساس احمقانه ای دارم. دلم می خواهد شبی هم من و سایه در بیابانِ سرد و تاریک گم و گور شویم.
-----------------------------------------------------------------------------------------
فصل یازدهم از کتاب "روی ماه خداوند را ببوس" اثر مصطفی مستور

نجوا نوشت: از همین احساسات احمقانه که من هم دارم! اگر دربیابان گم شوم.... آه که چه حالی دارد، وقتی به دنبال آتش می گردی، ناگهان خــــدا را بیابی! .... انگار این گم شدن ها و تنها شدن ها و پیدا کردن ها، سرنوشت همه موساها ست....
و موسی چه قــــــــــــــــدر خوشبخت است!

رمضانیـــّه: و إنّی أجـــِدُ سُبُل المَطالب إلیکَ مُشرعة.... و مناهِـل الرّجاء لدَیکِ مُترعة....

دارم می بینم خــــدا! می بینم راه های "درد دل کردن" پیش تو چقدر باز است! می بینم دیدگان امیدوار به تو چقدر پر اشکند! می بینم کمک خواستن از تو برای دل پر آرزوی من، چقدر آسان است! می بینم که دروازه های دعا برای فریادخواهان چقدر گشوده است!
و می دانم! می دانم که تو در جایگاه اجابتی تا امیدم را نا امید نکنی! تا پناه پریشانی های دلم باشی!

بیا و ببین! این دل پاره پاره دیگر توانی برای راکت ها و موشک های دشمنت ندارد!

۱ نظر ۲۲۱ بازدید موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۴:۳۸

بإسمِکَ یا حـَلیم



أللـّهم لکَ صُمنــا و علی رِزقِکَ أفطرنا، فتـَقبــّل مِنـّا...

و ما برای تو روزه گرفته ایم، دست از طعام کشیده ایم، از آب گوارا چشم پوشیده ایم... تا از خوان رحمتی که تو روزیمان کردی بی نصیب نمانیم، تا از نوری که شبانه روز بر زمین می ریزد بی بهره و تنگدل نمانیم، هر چند درک خاکی و زمینیمان به بیکران آسمانت نرسد که: "وَ ما أدراکَ ما لیــلة القــَدر".

Ramadan

و تو روزی رسان همۀ خلقتی : نه نان و نه آب و نه ریحان ... نه شیر و نه عسل...!
که حال خوش این روزها روزی توست، که این اشک ها و "الغوث" ها... این "خَلــّـِصنا مِنَ النّارِ یا ربّ"ها روزی توست!

که این بغض ها و تپیدن ها و تا آسمان رفتن ها...دست بر مخمل فیروزه ای آسمان کشیدن ها و ستاره چیدن ها...که با دستی پر، از افلاک بر خاک نشستن ها روزی تو ست!

و حاشا...که تو رزق بندگان صائم خود را خمپاره و موشک قرار دهی!

رمضان در غزه

که تو بر سفره های خالی هیچ بنده ای نان و اشک نمی گذاری! تو اشک را نمک سفره هایمان قرار نداده ای...دلمان گرم است به سفرۀ پرخیر و برکت و بی دریغ حسن بن علی(ع)...

 که حتی اگر اشکی هست، به نور رستگاری "فزتُ و ربّ الکعبه" دلمان روشن است...

تو که "سلامٌ هِیَ حَتـّی مطلع الفجر" می خواندی بر گریه های بی امان محمــّد (ص)، پیش از آن ، دل و دیده اش را به نور "لیلة القدر خَیرٌ مِن ألفِ شَهر" روشن کرده بودی...که یک شب تو را خواندن برتر از هزار ماه است!

روزیِ ما فتح توست! فتحِ ما یاری توست! تو این ماه را بر ما مبارک کردی و فتح و پیروزی بدر را روزیمان کردی...

رزق هر روزۀ ما را "ادرکنی و السّاعة" قرار ده !

فتح ما را به ظهور آخرین خورشید، نزدیک کن

---------------------------------------------------------------
رمضانیه:

إلهی لا تؤدّبنی بعقوبتک... و لا تمکربی فی حیلتک
خدایا! خیر و خوشی من کجاست، وقتی غیر از تو کسی را ندارم؟ راه نجاتم کجاست، وقتی جز تو پناهی ندارم؟ بهترین ها از یاری و رحمتت بی نیاز نیستند! و عصیانگرترین ها توان خارج شدن از حیطۀ قدرتت را ندارند!

خدایا در این ماه، بهترین بندگانت را از عصیانگری های دشمنانت در امان بدار!

۱ نظر ۱۵۸ بازدید موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۴ ، ۱۲:۰۲

باسمِکَ یا مُقیم


میانۀ ظهر داغ تابستان...

این روزه دار ... با لبان خشکیده از عطش....در پی جرعه آبی است که سیرابش کند...
پای آبله ... سفر می کند...همۀ کویرهای زمین را...

عاشقانه هایش عاشقت می کند... اشک هایش آتش دلها را شعله ور تر می کند... بغض فروخورده اش بر سرت آوار می شود:

" و تو در برابر دیدگان منی! ...از کجا آغاز کنم صحبت از تو را؟ چگونه جلوه کنم، در حالی که هماره تو در نظرم جلوه گری؟ 

و... هیچ نوری درخشان تر از آن که ازافق های ناپیدا می تابد نیست !"

نبیه برّی
در غروب سی و هفتمین سال...قلم روزه دارش آب طلب می کند:

"حکایت سفر ما در زمان ...

 حکایت کتاب مقاومت ما،

 گنجینه اسرار ما،

 آب وضوی ما

... نماز و نیایش ما... خواهد ماند...

 تا آنکه موعد افطار حقیقی برای ما فرا رسد."

در سراب دوردست، ابوعمّار، اقیانوس نگاه پرندۀ باران را نشانه می رود، پژواک صدایش در سکوت کویر  می پیچد:

« إذا حضر الماء بطل التیمّم!»

...تا آب هست...تیمم باطل است!!!

وقتی حرکة المحرومین از داشتنت محروم است، وقتی جنبش أمل ، آمدنت را آرزو می کند،
چشمان دریایی اش در حسرت دیدارت، به التماس می افتد:
«امام را خیانت پیشگان... در نهانخانه چاهِ [یوسف] انداختند و پنداشتند که صحرا رازشان را می پوشاند و وزش باد، آثار جنایتشان را محو می کند.»

در همهمۀ بغض ها و اشک ها... فریادها و کابوس ها...تلألؤ صدای موسی هنگامه می کند:

«برادران! امام را با حیله ای هوشمندانه و ترفندی نظامی به عمق صحرا کشاندند؛ جایی که نه عابری می گذشت و نه شاهدی بود  و نه خبر رسانی. امام را به تدریج به قلب شن های روان کشاندند ... تا از او نام و نشانی باقی نماند!...»


ولی دریا رازهایش را می داند... در گوش ساحل نجوا می کند:
"آنها به دلیل جهل و حماقتشان فراموش کرده اند که

هیچ جوهری ماندگار تر از خون نیست!

و هیچ نوری درخشان تر از آن که ازافق های ناپیدا می تابد نیست!"

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

رمضانیه: و إنَّ الرّاحِلُ الیکَ قریب المَسافة...

آری مسافری که سمت تو می آید زود می رسد ...
تو پشت پرده ها پنهان نیستی، اعمال ما ست که میان ما و تو حجاب شده!
من هم مسافر می شوم و راه می افتم به سوی تو! در جستجوی تو!
نیازمندم و به تو توجه می کنم! بی پناهم و به تو پناهنده می شوم!
می دانم! استحقاقش را ندارم که به حرف هایم گوش کنی! شایستۀ این نیستم که مرا ببخشی!
اما بخشش و بزرگواریت ... راستی وعده هایت...مطمئنم می کند: هر چه باشد من تنها یک خدا دارم و بس! هر چه باشد؛ تو بنده ات را بیشتر می شناسی و می دانی که جز تو کسی را ندارد!

---------------------------------------------------------------------------------------------

موضوعات مرتبط:

- " همه جا در نظرم جلوه گری ": بخشی از سخنان نبیه بری در اجتماع مردم بقاع سال 1986، 1365

- صفحۀ اختصاصی فیس بوک نبیه بری نخست وزیر لبنان

- پاسخ نبیه بری به سؤالاتی دربارۀ پروندۀ ربودن امام موسی صدر

-أنت أمامی-تو پیش رویم هستی:
متنی زیبا و گیرا از مرحوم دکتر صادق طباطبائی-و معرفی نبیه بری به قلم ایشان

۰ نظر ۲۲۷ بازدید موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۴ ، ۰۰:۳۲